زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - زن و قضاوت و افتاء
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:٤٥
تفاوتهای باب افتاء و باب قضاء از نظر دخالت زن
حقیقت این است که باب افتاء با باب قضاء ]از نظر دخالت زن[ از سه جهت فرق دارد. یکی از جهت ادلّه، چون در آنجا اجماع هست در اینجا اجماع نیست. همچنین آنجا همان روایات ضعیف بالاخره بود اینجا همان روایات ضعیف هم نیست.
از یک جهت دیگر هم فرق دارد که روی همان جهت نمیشود کسی بگوید زن از نظر اسلام میتواند قاضی باشد و آن این است که این را ما یقین داریم که اسلام کوشش دارد که تا حد امکان زن را از این حالت که به متن اجتماع کشیده شود بیرون بیاورد. در باب شهادت هم ]نظیر این مطلب را عرض کردیم.[ البته این تا حد امکان است، نمیخواهم بگویم به طور قطع باید این جور باشد. ولی اسلام عنایتی دارد که در جایی که مرد هست و زن هم هست و یک حاجت اجتماعی است که مرد و زن هردو میتوانند انجام بدهند، میگوید این کار را مرد بکند و زن نکند. تا حد امکان میخواهد که زن بیشتر به کارهای خانوادگی اشتغال داشته باشد.
جهت سوم این که باب قضاوت، مسلّم باب احساسات است. اصلا قاضی شرطش قساوت قلب است؛ مثل «جلّادی» و به دار کشیدن است. اجتماع لازم دارد افرادی را که در مواقع لزوم طناب دار را به دست بگیرند. اجتماع لازم دارد افرادی را که در موقع لزوم یک نفر را سنگسار کنند، یک نفر را تیرباران کنند. حالا این کارهایی که با عواطف انسان سروکار دارد و باید کسی که مجری آن است خالی از عاطفه باشد حتما باید زن این کار را بکند؟! باب قضاوت بسیار احتیاج دارد به اینکه قاضی خالی از تأثر باشد، هم تأثر مهربانی و هم تأثر خشم، زیرا همیشه موضوعات ]ترحم برانگیز یا[ عصبانیکننده بر قاضی عرضه میشود.