زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١ - زن و شهادت

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٢١

این بچه زنده به دنیا آمده است یا مرده. این در باب ارث فرق می‌کند؛ مثلا اگر پدر این بچه مرده باشد و او زنده به دنیا بیاید یا مرده، فرق می‌کند. مسائل زنانه به طور کلی، مثل بکارت، عادت ماهیانه زن، مسائلی که مربوط به خود زن است. در این جور مسائل هم به طور قطع شهادت زن کافی است و احتیاجی به این که مرد ضمیمه شود ندارد بلکه در بعضی از موارد شهادت یک زن هم کافی است. در همین مسئله ولادت طفل می‌گویند شهادت قابله به تنهایی کافی است منتها به اندازه یک چهارم اثر می‌بخشد. در موارد دیگر اگر مثلا از دو شاهد یک شاهد بود و یک شاهد نبود ]شهادت آن شاهد موجود[ بلااثر است. یا از چهار زن یک زن شهادت داد و سه زن دیگر شهادت ندادند بلااثر است. اما در این جا اگر یک زن شهادت بدهد، به اندازه یک زن شهادت او اثر می‌بخشد.

علت این تفاوت

اینجا این سؤال پیش می‌آید که این تفاوت برای چیست؟ چرا در رؤیت هلال ماه رمضان، در طلاق، در حدود اساسا شهادت زن حجت نیست و در نکاح به ضمیمه مرد، و در این موارد به تنهایی حجت است؟ فقها این را تحت یک عنوان کلی درآورده‌اند، گفته‌اند در حق الله و حقوق الله، یعنی آن جایی که پای حق الناس در میان نیست، شهادت زن معتبر نیست. مثلا در رؤیت هلال ماه رمضان پای حق الناس در میان نیست، فقط حق الله است، یا در باب حدود هم همین جور است. درست است که حدود باز به اجتماع مربوط است ولی در آن، حق شخص در کار نیست، حق یک طبقه هم در کار نیست. در اموری که از حق الله است شهادت زن حجت نیست ولی در تمام حق‌الناس‌ها شهادت زن معتبر است.

باز یک سؤال مهمی این جا پیش می‌آید که حق الله مهمتر است یا