زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٦١

حالی که لباس خودشان را عقب زده بودند (گفته‌اند یعنی صورتهایشان را باز کرده بودند) به سوی این بیعت آمدند.

گفته‌اند خود حضرت امیر در کمال صراحت می‌گوید که زنها با من بیعت کردند، چون در ضمن این که دارد ]ماجرای بیعت را[ بیان می‌کند می‌گوید دخترها هم برای بیعت آمدند. این هم یک دلیل که ذکر کرده‌اند.

٣. داستان ملکه سبا

دلیل دیگری که به آن تمسک کرده‌اند این است: می‌گویند در قرآن داستانهای زیادی ذکر شده است و قرآن که داستانها را ذکر می‌کند نظرش تنها نقل تاریخ نیست، بلکه نکات برجسته‌ای را که در آن داستان هست گوشزد می‌کند و امکان ندارد که نکته برجسته‌ای باشد و ذکر نکند. یکی از قصه‌هایی که قرآن نقل کرده است داستان ملکه سباست. این داستان را قرآن نقل کرده، با جزئیات هم نقل کرده است ولی بدون این که انتقادی هم کرده باشد که چرا اینها زنی را پادشاه خودشان قرار داده بودند. این خودش می‌رساند که قرآن با این موضوع مخالف نیست.

اتفاقا آنچه که قرآن از این زن نقل می‌کند نکات برجسته‌ای است یعنی قهرمان داستان در واقع خود این زن است؛ آنجا که قرآن داستان هدهد را نقل می‌کند که او نیامد و سلیمان غضبناک شد: ما لِی لا اَرَی الْهُدْهُدَ[١] . تا وقتی که هدهد آمد و گفت: اَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُک مِنْ سَبَأٍ بِنَبَأٍ یقینٍ خبری دارم که تو نداری؛ از کشور سبا آمده‌ام و یک خبر یقینی دارم. اِنّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکهُمْ وَ اوتِیتْ مِنْ کلِّ شَیءٍ وَ لَها عَرْشٌ


[١] . نمل/ ٢٠.