زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:٩٠
حکومت ندارد[ و حدیث «لاتُوَلَّی الْمَرْاَةُ الْقَضاءَ وَ لاتُوَلَّی الاِْمارَةَ[١] »
درست و معتبر و صحیح است و سایر ادلهای که گفتهاند، در عین حال موضوع رأی دادن زن، نه رأی دادن به زن، یک مسئله علیحدهای است که جداگانه باید درباره آن بحث شود.
آن مسئله این است: ما باید در ماهیت رأی دادن بحث کنیم که رأی دادن از نظر حقوقی چه ماهیتی دارد؟ یک وقت هست که میگوییم «رأی دادن» یعنی رأی دهنده حقی را که در حکومت کردن دارد تفویض میکند به شخص دیگر، یعنی حقیقت رأی دادن تفویض حق حکومت است. ما وقتی که رأی میدهیم چه کار میکنیم؟ بعضی ممکن است این جور تعبیر کنند و بگویند دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم؛ تمام افراد مردم متساویا حق حکومت کردن بر اجتماع را دارند ولی چون نمیشود همه در آنِ واحد حاکم باشند، ناچار بعضی باید از این حق حکومت کردن خودشان به نفع افراد دیگر صرفنظر کنند. حقیقت رأی دادن تفویض حق حکومت فرد است به فرد دیگر.
اگر این جور باشد، کسی حق رأی دادن دارد که خودش حق حکومت کردن داشته باشد. پس رأی دادن زن هم متوقف بر آن مسئله است. اگر ما در آنجا ثابت کنیم که زن حق حکومت کردن دارد، حق رأی دادن هم دارد چون میخواهد حق خودش را تفویض کند. اما آن کسی که حق حکومت کردن ندارد حق رأی دادن هم ندارد. چرا ما میگوییم اطفال حق رأی دادن هم ندارند و حتی قیمشان نمیتواند از طرف آنها رأی بدهد؟ لابد روی این حساب میگویند که کسی حق رأی دادن دارد که حق حکومت کردن داشته باشد، حق خودش را تفویض میکند. بچه اصلا خودش چنین حقی ندارد که بخواهد آن را به دیگری تفویض کند.
[١] . بحارالانوار ج ١٠٠ / ص ٢٥٤.