زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص:٩١
سؤال : تشخیص نمیدهد.
استاد : نه، آیا حق دارد و تشخیص نمیدهد، یعنی صلاحیت دارد؟ این که تشخیص نمیدهد یعنی صلاحیت این کار را ندارد، نه این که صلاحیت این کار را دارد و تشخیصش را ندارد. وقتی تشخیص نمیدهد صلاحیت هم ندارد.
نوع دوم[١] این است که حقیقت رأی دادن توکیل و وکیل کردن است،
نه تفویض حق حکومت. معنای وکیل کردن این است: من یک سلسله احتیاجات دارم، مالی یا غیرمالی. فرض کنید همه افرادی که اینجا هستیم در یک شرکتی سهام داریم. انسان در مال خودش حق هرگونه تصرفی را دارد ولی همچنین میتواند کسی را از طرف خودش وکیل کند برای این که از طرف او در این مال تصرف کند. وکیل انتخاب میکند. وقتی که سهامدارها مینشینند و برای هیئت مدیره رأی میدهند، اینجا حق حکومت خود را تفویض نکردهاند. صحبت حکومت نیست، کسی نمیخواهد بر کسی حکومت کند بلکه افرادی میخواهند متصدی تصرفات مالی این مؤسسه بشوند، نه این که کسی میخواهد بر کسی حکومت کند. اینها میآیند رأی میدهند به افراد، در واقع اینها را وکیل میکنند؛ معنای رأی دادن این است که تو از جانب من وکیلی که این تصرف را در مال من بکنی. آنوقت لزوم ندارد که خود این شخص صلاحیت آن کار را داشته باشد. ممکن است خود این فرد صلاحیت آن کار را نداشته باشد ولی چون مال، مال اوست نمیشود او را نادیده گرفت. حتی اگر صغیر هم باشد قیمش باید بیاید از طرف او رأی بدهد
[١] . الان اين قوانين ما به نظر من يك مخلوطی است از اين كه رأی دادن را بهتفويض حكومت تفسير كردهاند و اين نوع دوم.