زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١١٠
میبرد.
ولی اسلام خیلی کوششها به خرج داده است که موجبات این امر از اول فراهم نشود؛ یعنی چیزی که علاقه اینها را از یکدیگر سست کند به وجود نیاید. محیط زناشویی با هر شرکت دیگر این فرق را دارد : شرکتهای دیگر فقط همکاری است، همدلی نیست. اگر همدلی هم نباشد و فقط همکاری باشد، بدون همدلی منظور صورت میگیرد. مثل پیمانهای سیاسی است. در پیمانهای سیاسی ولو همدلی در کار نباشد اگر همکاری وجود داشته باشد به منظور میرسند. ولی ازدواج همدلی است؛ یعنی پایهاش محبت و علاقه است. ما در باب این محبت و علاقه با استفاده از گفتارهای روانشناسان ثابت کردهایم که خداوند این علاقه زن و مرد را به گونهای قرار داده که مفتاح آن دست مرد است؛ یعنی مرد زن دلخواهش را دوست دارد و زن مردی را دوست دارد که قدر او را بداند و بشناسد و او را دوست داشته باشد؛ یعنی مرد دلخواه زن همان مردی است که به او علاقهمند است. برای زن به ندرت اتفاق میافتد که پس از آنکه مرد علاقهاش از او منفسخ شد باز هم علاقهاش باقی باشد. ولی مرد این جور نیست؛ مرد هیچ اهمیت نمیدهد که زن به او علاقه داشته باشد یا نداشته باشد. زن هر چه هم او را دوست نداشته باشد، تأثیری در بقای دوستی او ندارد.
اگر موجباتی فراهم شد که مرد در دل خودش زن را طرد کرد ]نمیتوان گفت به هر قیمتی این پیوند باید برقرار بماند. ولی [شما دیدهاید که اسلام اولا کوششها به خرج میدهد ]که این پیوند سست نشود،[ مثل همین حریم قرار دادن میان زن و مردهای نامحرم. معاشرت مرد را با زنهای دیگر محدود میکند و معاشرت زن را با مردهای دیگر محدود میکند؛ همین چیزی که ما در گذشته خودمان دیدهایم و با این که