زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ١١٢
دارد، زن میخواهد نگه دارد، یعنی با مقام محبوبیت و علاقه میخواهد نگه دارد. آن دیگر ازدواج نشد.
این است که این جهت را نمیشود پذیرفت. در اسلام هم تا حالا این قضیه سابقه ندارد که در یک جایی مرد پس از آنکه زن را طرد کرده است و میخواهد طرد کند، به زور به او بچسبانند که نه، باید باشد.
گفتهاند :
اسلام طلاق را مبغوضترین اعمال مباح دانسته و به شدت از آن به زشتی یاد کرده. حال اگر قوانینی وضع کنیم که هر گاه مردی بدون هیچ دلیل و منطقی، روی هوا و هوس مطلق تصمیم به طلاق دادن زن گرفت...
این تعبیر با شرکتها و قراردادهایی که کار دل در میان نیست سازگار است، مثل این که کسی بدون دلیل شرکتی را میخواهد به هم بزند. اما چیزی که مربوط به دل و قلب و پیمان معنوی است، اینجا دیگر نمیشود این حساب را گفت که «بدون دلیل و منطقی». وقتی که این دل سرد شد دیگر سرد شده. بله موجباتش را میشود از بین برد. مثل این که مردی به زن خودش علاقه دارد، هوس بسته به زن دیگری، به خاطر او این را طلاق میدهد. خوب، میشود رفت جلوی او را گرفت. این خودش یک کاری است و مانعی ندارد.
بنابراین در این سؤال که ما مردی را مجبور کنیم که یک زن را نگه دارد، از نظر ما جواب منفی است.
سؤال : معذرت میخواهم، نگفته بودیم که مرد را مانع بشوند، گفته