زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٥٤

قیم بکند. ما اگر این حق را برای مرد فقیه قائل شدیم آیا برای زن فقیه هم می‌توانیم قائل شویم یا نمی‌توانیم؟

پس حدود مطلب تقریبا روشن شد؛ مرحله اول: کار خارج خانه، مرحله دوم: مطلق کارهای اجتماعی، مرحله سوم: سرپرستی و ولایتْ ولی ولایت خاصه، مرحله چهارم: ولایت عامه. در ولایت عامه، ما فرق می‌گذاریم بین آن نوع ولایتی که الآن فقیه دارد از آن جهت که فقیه است (اگر داشته باشد) و ولایتی که فقیه به شرط این که حاکم باشد و حاکم به شرط این‌که فقیه باشد باید داشته باشد. آنوقت دیگر مسئله خود حکومت به میان می‌آید. این طرح اصل مسئله.

حالا وارد دلیلهای مطلب بشویم ببینیم دلیلهایش چیست.

زن و سیاست در دنیای امروز

مسئله سیاست جزء مسائلی نیست که ما بگوییم الآن در دنیا ضرورت این مطلب احساس شده و از نظر علمی و عقلی قطعی شده است که زن و مرد هیچ تفاوتی از نظر دخالت در امور سیاسی ندارند و در گذشته یک حق مسلّمی به زنان داده نمی‌شده است. مثلا اگر فرض کنیم در گذشته مانع تحصیل کردن زن بودند و می‌گفتند زن حق درس خواندن ندارد ولی امروز می‌گویند زن هم حق درس خواندن دارد؛ این یک مسئله واقعی است؛ یعنی واقعا انسان وقتی حساب می‌کند می‌بیند که حق درس خواندن چیزی نیست که کسی بتواند میان مرد و زن تبعیض قائل شود و بگوید مرد این حق را دارد و زن ندارد، چرا؟ برای این که خداوند مغز و فکر و استعداد درس خواندن و شوق و رغبت و میل آن را همان طور که در مرد قرار داده در زن هم قرار داده. منع کردن، جز جلوی استعداد خدادادی را گرفتن چیز دیگری نیست.