زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٥٧

قسمتی از آن به توانایی‌اش مربوط است و قسمتی به خواهشش.

حدس من این است که اگر تمام منعهای قانونی را ـ چه دینی و چه غیر دینی ـ بردارند و به زن و مرد متساویا حق دخالت در امور سیاسی را بدهند پیش‌بینی نمی‌شود که زنها عملا بخواهند یا بتوانند دوش به دوش مردان، سیاست دنیا را اداره کنند یا این که بر مردها پیشی بگیرند.

در بسیاری از کشورها در ابتدا که حقوق سیاسی به زنان دادند، خود زنها و نیز مردها بیشتر از آن استقبال کردند و بعدها کمتر شد. مثلا در انگلستان در ابتدا که به زن حق انتخاب شدن دادند عده بیشتری زن انتخاب شدند ولی در دوره‌های بعد عددشان تقلیل پیدا کرد.

به هرحال خواستم عرض کنم که این مسئله از آن مسائلی نیست که کسی از جنبه عقلی و فکری خیال کند که این یک مطلبی است که اگر قانونی بگوید زن حق این که عهده‌دار مقامات حساس سیاسی بشود ندارد، دیگر اساسا نظم دنیا به هم می‌خورد؛ نه، چنین چیزی ثابت نشده. مکرر ]در نوشته‌ها[ دیده‌ام که در بعضی از کشورهای اروپایی خود زنها مخالفند با این که در مسائل سیاسی مداخله کنند. راجع به زنان سوئیس این حرف را می‌زنند که هر وقت به آراء آنها مراجعه شده است خود زنها حاضر نشده‌اند این را بپذیرند و در واقع چون این حق نیست و تکلیف است حاضر نیستند این تکلیف و مسئولیت را بپذیرند.

پس این مسئله ]یعنی توانایی و تمایل زن به فعالیت سیاسی[ از جنبه عقلی و فکری آنقدر مسلّم نیست که ما از نظر عقلی مجبور باشیم آن را بپذیریم، بعد دنبال این برویم که آیا اسلام واقعا یک چنین حرفی را که برخلاف عقل و فطرت است گفته یا نگفته است.