زن و مسایل قضایی و سیاسی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - زن و شهادت

زن و مسائل قضایی و سیاسی، ص: ٣٤

ارث زن برابر است با نیمی از ارث مرد.

این جمله‌ها را باید معنی کنیم. جمله اول این است که زن ناقص‌الایمان‌تر از مرد است. دلیلش این است که نماز و روزه از او در برهه‌ای از زمان که ایام عادتش است ساقط است. اینجا این سؤال پیش می‌آید که موضوع سقوط نماز و روزه چه ربطی به ایمان دارد که ایمانش ضعیفتر و ناقصتر است؟

جواب این است: ما اصطلاحات را نباید با یکدیگر مخلوط کنیم. اینجا مقصود از «ایمان» آن چیزی است که با اثر ایمان ارتباط دارد، یعنی عمل. پس در واقع مقصود خود ایمان یعنی آن حالت قلبی و آن عقیده نیست که عقیده زن از عقیده مرد ضعیفتر است بلکه زن یک ابتلائی دارد که به موجب این ابتلاء، از بعضی بهره‌ها و ثمراتی که از ایمان باید ببرد و بعضی موفقیتهایی که از ناحیه ایمان باید کسب کند محروم است. پس ناچار به جهت این علتی که حضرت ذکر کرده است مقصود از این که «ایمان زن ضعیفتر است» این نبوده که عقیده زن ضعیفتر است؛ چون در روایات گاهی ایمان به خود عمل هم اطلاق می‌شود. لهذا بحثی از قدیم مطرح بوده است که آیا ایمان عبارت است از اعتقاد قلبی فقط یا مجموع اعتقاد قلبی و شهادت زبانی و عمل، همه اینها ایمان است؟ خلاصه آیا عمل جزء ایمان هست یا نیست؟ این مطالب روی این حسابها آمده. حقیقت این است که عمل جزء ایمان نیست، عمل ثمره ایمان است. در اینجا هم که فرموده است «ایمان زن ناقص است» یعنی نتیجه‌ای که باید از ایمان ببرد، به این موجب آن نتیجه را کمتر می‌تواند ببرد.

اما مسئله نقصان عقل چطور؟ امروز ما روی اصطلاحات فلسفی وقتی که می‌گوییم «عقل» به یک قوه بالخصوصی می‌گوییم که فلاسفه برای ما تعریف کرده‌اند؛ آن قوه‌ای که کلیات را ادراک می‌کند، آن قوه‌ای