درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - فی کیفیة الاشتراک بین هذه الأقسام
در باب مقولات، یکی از مقولات را مقوله متی دانستهاند. میگویند: متی عبارت است از هیئتِ بودن شیء در زمان؛ یعنی متی عبارت است از صفتی که از وقوع و وجود در زمان و مظروفِ زمان واقع شدن، برای شیء حاصل میشود.
در اینجا معنی حرف حاجی این است: «زمان متقدم و زمان متأخر، در متی با یکدیگر فرق دارند؛ یعنی در وقوع در زمان و در انتساب با زمان، با یکدیگر فرق دارند» اما توضیح نمیدهد که چرا در انتساب با زمان با یکدیگر فرق دارند؟ وقتی میگوییم «دیروز بر امروز تقدم دارد» اگر نقطه خاصی از زمان را در نظر بگیریم، مثلا اول غروب دیروز، نمیتوانیم اولویتی برای دیروز نسبت به آن نقطه بر امروز نسبت به آن نقطه قائل شویم.
خلاصه حرف حاجی به این مقدار، قابل توجیه نیست.
راه حل علامه طباطبایی
آقای طباطبایی در حاشیه اسفار و در نهایةالحکمة بیانی دارند که نقطه اصلی و قابل توجه آن این است[١] : رابطه اجزاء زمان با یکدیگر رابطه قوه و فعل است؛ یعنی هرمرتبهای از زمان، فعلیت است برای مرتبه قبل و قوه است برای مرتبه بعد.
برای توضیح، این مقدمه را اضافه میکنیم: وقتی به زمان نگاه میکنیم، اعم از اینکه زمان حقیقت باشد یا موهوم، میبینیم که زمان یک امتداد و کشش و یک بعد است. بنا بر مبنای مرحوم آخوند که برای زمان عینیت قائل است و حرکت قطعی را موجود میداند، زمان یک بعد واقعی است. زمان یک امتداد و کشش است مثل امتداد و کششی که در ابعاد جسمانی میبینیم، یعنی طول و عرض و عمق، با این اختلاف که طول و عرض و عمق همه در یک «آن» وجود دارند، ولی زمان بُعد دیگری است که خود مراتبش با یکدیگر اجتماع در وجود ندارند. ابعاد مکانی هیچ تقدم و تأخری میان مراتبشان نیست مگر به اعتبار. این فضا که طولی دارد و عرضی و عمقی، آیا این سرش مقدم است یا آن سرش؟ هیچکدام، مگر اینکه امر سومی را در نظر بگیریم. مثلا اگر نسبت به صحن حرم در نظر بگیریم این سرْ مقدم است، و اگر نسبت به بیمارستان در نظر بگیریم، آن سرْ مقدم است. هیچ جزء مکانی بر هیچ جزء دیگر بالذات تقدم ندارد؛ یعنی اصلا با یکدیگر نسبت متساوی دارند؛ این فعلیت است، آن هم فعلیت است. ولی خصوصیت بُعد زمانی این است
[١] . احيانا شايد بتوان گفت ميان حرفهای ايشان هم تناقضی هست.