درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - فی ذکر التقدم و التأخر و أقسامهما
را تقدم بالدهر گذاشته، که حاجی در منظومه آن را نقل کردهاند. مرحوم آخوند چون به حدوث دهری میرداماد معتقد نیست قهرا به تقدم و تأخر دهری هم معتقد نیست. ولی چون ایشان به خود میرداماد معتقد است و برای او احترام زیادی قائل است اصلا حرف میرداماد را طرح نمیکند؛ چون اگر طرح کند باید رد کند، در حالی که ایشان نمیخواهد به استاد خودش اهانت کند. این است که ایشان در باب حدوث و قدم اصلا اسمی از حدوث دهری نبرده و در باب تقدم و تأخر هم اصلا اسمی از سبق دهری نبرده، در صورتی که متأخرین و حتی حاجی آن را نقل کردهاند. اگر ترتیب فعلی اسفار را تا اندازهای ملاک قرار دهیم ایشان در وقتی که این قسمت را مینوشته هنوز میرداماد زنده بوده؛ چون در مباحث جواهر و اعراض و نیز همین جا در باب قوه و فعل هر جا اسمی از میرداماد میبرد با عبارت «مدّ ظلّه العالی» یا «أدام الله ظلّه علی رؤوسنا» همراه است.
تقدم بالحقیقه
خود مرحوم آخوند دو نوع تقدم و تأخر دیگر به انواع قبلی اضافه کرده. یکی از اینها بنا بر اصالت وجود است، یعنی بنا بر اصالت وجود باید به چنین تقدم و تأخری قائل شد، و دیگری بنا بر وحدت تشکیکی وجود است. اما آنچه که بنا بر اصالت وجود است مرحوم آخوند اسم آن را «تقدم بالحقیقه» گذاشته. گاهی دو چیز هر دو متصف میشوند به تحقق و حقیقت داشتن، ولی یکی از این دو آن حقیقت داشتن و واقعی بودن را بالذات دارد و دیگری به تبع اوّلی؛ به عبارت دیگر: آن اوّلی واقعیت داشتن را بلا واسطةٍ فی العُروض دارد و دومی بواسطةٍ فی العروض. بنا بر اصالت وجود، هم وجود موجود است و هم ماهیت، ولی وجود موجود است بالذات و ماهیت موجود است بالعرض و المجاز[١] . بنابراین هم وجود و هم ماهیت متصف به موجودیت میشوند، ولی چون وجود موجود است ماهیت موجود است، نه بر عکس و نه اینکه در عرض یکدیگر موجود باشند. به تعبیری که گاهی فلاسفه و بیشتر اصولیین به کار میبرند: وجود موجود است بلا حیثیة تقییدیة، و ماهیت موجود است بحیثیة تقییدیة. بنابراین انتساب وجود به موجودیت أولی و اقدم است از انتساب ماهیت به موجودیت. این هم نوع دیگری از تقدم و تأخر است که قائلین به اصالت وجود آن را بیان میکنند.
[١] . اين مطلب را مكرر گفتهايم و ديگر تكرار نمیكنيم.