درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١ - فی أنّ الحدوث الزمانی هل هو کیفیة زائدة علی وجود الحادث؟
آخوند صدر و ذیل حرفش تناقض دارد. این شخص گفته است: این مسبوقیت نوعی کیفیت است. آنوقت به خودش اشکال کرده و گفته است: خود این مسبوقیت که نوعی کیفیت است آیا حادث است یا قدیم؟ (از این دو خارج نیست.) اگر حادث باشد نقل کلام به حدوث این حادث میکنیم. حدوث اگر حادث باشد به این معناست که له حدوثٌ[١] ؛ ما نقل کلام به این حدوث میکنیم و میگوییم: این حدوث ]دوم[ آیا حادث است یا قدیم؟ (بالاخره یا حادث است و یا قدیم و از این دو بیرون نیست.) اگر حادث باشد باز نقل کلام به حدوث این حادث میکنیم. تسلسل پیدا میشود الی غیرالنهایه. علاوه بر اینکه تسلسل محال است، بدیهی است که وقتی شیئی حادث میشود یک شیءْ حادث شده و بیش از یک شیء حادث نشده است. معلوم است که وقتی الف حدوث پیدا میکند این گونه نیست که همراه حدوث الف میلیونها حدوث دیگر هم پیدا شده باشد.
بعد میگوید: اما اگر بگویید «این حدوث، قدیم است» این هم امر محالی است. چطور میشود وجود یک شیء حادث باشد، ولی حدوثش قدیم باشد؟! اگر حدوث شیء قدیم باشد وجودش هم باید قدیم باشد.
بعد از اینکه این شخص در مطلب گیر کرده، گفته است: جواب مطلب این است که حدوث، حادث است به ذات خودش، نه اینکه حادث باشد به حدوثی دیگر. پس در واقع کأنّه دو چیز داریم: وجود الف حادث شد و آن حدوث وجود الف هم حادث شد و همین جا خاتمه پیدا میکند؛ چون وجود الف حادث است به تبع حدوث، ولی حدوثْ حادث است بذاته.
آنچه این شخص میگوید، نظیر چیزی است که قائلین به اصالت وجود، در مورد وجود و ماهیت میگویند. آنها میگویند «ماهیت موجود است به تبع وجود، ولی وجود موجود است بذاته». بنابراین تسلسل لازم نمیآید.
مسبوقیت، کیفیت نیست
حرفی که این شخص گفته، از جهاتی درست نیست. اولا به این دلیل درست نیست که مسبوقیت را که یک مفهوم و نسبت انتزاعی است، یک کیفیت دانسته. کیفیات، به اصطلاح منطقی محمول بالضمیمهاند؛ یعنی وجود عینی دارند و ماهیتِ موجود در
[١] . حكم الأمثال فی ما يجوز و فی ما لايجوز واحد.