درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦ - نگاهی دوباره به بحث حرکت
اما مطلب این است که بنا بر حرکت توسطیه به همان شکلی که قدما قائلاند نیز ایراد مرحوم آخوند وارد است؛ چون روح ایراد این است که آنچه میتواند رابط باشد باید امر ثابتی باشد که از ناحیه علتِ ثابتِ ازلی و ابدی که نسبتش با همه زمانها علیالسویه است ایجاد شده باشد، ولی این امر ثابتْ حقیقتی است که ثباتُه عین التجدّد. اگر رابط باید این طور باشد، پس باید جوهر باشد. اما اگر بخواهید حرکت عرضی را رابط بدانید، فاعل باید ]آن را به[ جعل تألیفی ]ایجاد[ کرده باشد؛ یعنی فاعل باید شیئی را که یمکن أن یکون متغیرآ و یمکن أن یکون ثابتآ، متغیر کرده باشد. اینجا افاضه امری که فعلیتش عین قوه باشد و ثباتش عین تجدد، نیست. آنوقت چنین فاعلی خودش هم باید متغیر باشد.
اشکال مهمتر
میرزای جلوه و امثال ایشان همین اشکال را به صورت مهمتری مطرح کردهاند. اینها میگویند: ما نمیگوییم «فاعل حرکت را ایجاد کرده و حرکت رابط است» تا این اشکالات شما وارد شود[١] ، بلکه همان طور که شما میگویید «در میان جوهرها جوهری وجود دارد که متغیر و متحرک بالذات است و حرکت به منزله لازم وجود آن است» ما هم میگوییم: در میان وضعهای عالم وضعی وجود دارد که متغیر و متحرک بالذات است و جاعل، چنین وضعی را جعل کرده است. پس ما رابط را حرکت که امری جامع است نمیدانیم، بلکه میگوییم: امری رابط میان متغیر و ثابت است که خودش ماهیتی از ماهیات است. از نظر قدما تنها امر ازلی و ابدی در عالم که هیچ وقفهای در آن پیدا نمیشود، حرکت فلک بوده. پس در عالم یک وضع متغیرِ ازلی و ابدی وجود دارد که همین وضع، رابط میان ]متغیر و ثابت و میان[ حادث و قدیم است.
پس خلاصه اشکال این شد: ما نمیگوییم «فاعل، غیر متحرک را متحرک قرار داده» تا اشکالات شما وارد شود، بلکه میگوییم: فاعل یجعلُ الوضعَ المتغیرَ بالذات.
جواب این اشکال را در جلسه آینده عرض میکنیم.
[١] . مرحوم آخوند به رابط بودن حركت، اشكالات ديگری هم وارد كردهاند.