درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - فی إثبات الحدوث الذاتی
اشکالی در مورد قاعده فرعیت
اینجا یک اشکال و معمایی پیدا شده و آن این است: در قضایای هلیات بسیطه و مفاد کان تامّه مثل «الانسان موجود» اگر ثبوت وجود برای انسان فرع ثبوت انسان باشد، باید انسان وجود داشته باشد تا وجود برایش ثابت شود. این وجود همان وجود است یا وجود دیگری است؟ اگر خود همین وجود باشد دور لازم میآید؛ چون انسان باید وجود داشته باشد تا وجود داشته باشد. و اگر وجود دیگری است نقل کلام به آن وجود میکنیم، که در این صورت تسلسل لازم میآید.
جوابی که از برخی نقل شده
در مقام حل این اشکال هر کسی نظری داده است. بعضی حرف مضحکی گفتهاند؛ گفتهاند: ما من عامّ إلّا و قد خُصّ؛ یعنی قاعده فرعیت تخصیص خورده به جایی که قضیه مفاد کان تامّه باشد. اینها غافلاند از اینکه احکام نقلی است که قابل تخصیص است؛ در احکام لفظی، گویندهای اول به صورت ضرب قاعده، عامّی را ذکر میکند که در لفظ ظهور دارد، و بعد مقصود لبّی خودش را با ذکر مخصّصها بیان میکند؛ یعنی آنچه که انشاء میکند با آنچه در مرتبه اراده فعلی اراده کرده میتواند دو تا باشد. ولی در قاعده عقلی که حکم عقل از اول روی مناط خودش میآید، استثناء محال است.
جواب مرحوم آخوند
مرحوم آخوند برای حل اشکال فرموده: آن قاعده عقلی درباره ثبوتُ شیءٍ لشیءٍ است، ولی مفاد کان تامّه ثبوت الشیء است نه ثبوت شیء لشیء. در «الانسان کاتب» مفاد قضیه، ثبوت شیء لشیء است، ولی در «الانسان موجود» مفاد قضیه اثبات الشیء و بیان ثبوت الشیء است. پس قاعده فرعیت تخصیص نخورده.
ایشان میگوید: باید به این مطلب توجه داشته باشید تا این اشکال حل شود. این یک مقدمه بود[١]
[١] . سؤال : در «الانسان موجود» هم ثبوت شیء لشیء است، چون اول ماهيت را تصور میكنيم و بعدوجود را حمل میكنيم.استاد : ما میگوييم: حمل بر دو قسم است: حملی كه مفادش ثبوت الشیء است [و ديگر حملی كهمفادش ثبوت شیء لشیء است.] وقتی میگوييد «الانسان موجود» آيا میخواهيد بگوييد «انسانوجود دارد» يا میخواهيد بگوييد «برای انسان چيزی وجود دارد كه آن، وجود است»؟ معلوم استكه میخواهيد بگوييد «انسان وجود دارد». اما وقتی میگوييد «الانسان كاتب» میخواهيد بگوييدبرای انسان چيزی وجود دارد كه آن، كتابت است. اين حرف يكی از نفيسترين حرفهايی است كه درفلسفه گفته شده.سؤال : «موجود» مشتق است؛ يعنی به معنای شیءٌ ثبت له الوجود است.استاد : اولا در هيچ مشتقی اين حرف را قبول نكردهاند تا چه رسد به مشتقی مانند «موجود». شيخاشراق هم روی همين اشتباه گفته «وجود امری اعتباری است». او میگويد «اگر وجود حقيقت باشدبايد موجود باشد و موجود يعنی شیء ثبت له الوجود، لذا تسلسل لازم میآيد».