درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨ - فی أن القوة المحرکة الجسمانیة متناهیة التحریک
حال به مستشکل میگوییم «شما گفتید شیئی که وجود پیدا میکند اگر ممکنالوجود است باید وجودش ادامه پیدا کند و اگر ممتنعالوجود است اصلا از اول نباید وجود پیدا کند». جواب این است: این شیء ممکنالوجود است، ولی احیانا خود این وجود قصور ذاتی دارد از ادامه. اموری که فانیاند و از سنخ حرکتاند، نحوه وجودشان از ادامه ابا دارد. این دیگر ماهیت نیست که بگویید «در هر زمانی امکان دارد» بلکه هر مرتبه از مراتب وجود حکمی دارد.
پس معنای متناهی بودن این قوه این است که این قوه یک نحوه وجودی است که استمرار و امتدادش محدود است؛ یعنی این وجود کششدار و ممتد یک امتداد متناهی دارد.
جواب برخی به ایراد هفتم
بعد مرحوم آخوند میفرماید: بعضی به این اشکال جواب دیگری داده و گفتهاند : وجود اشیاء به خاطر امکان ذاتی است ولی فنای آنها به دلیل عدم قابلیت وجود نیست، بلکه به دلیل موانع و مزاحمات و مضادّات است. هرچه که وجود پیدا میکند قابلیت ادامه الیالابد را دارد و اگر چیزی باقی نمیماند، به علت مزاحمات خارجی است؛ یعنی مرگها از درون اشیاء زاییده نمیشود، بلکه از بیرون اشیاء میآید[١] .
خلاصه، این خودش نظریهای بوده و هست که همان طور که موجودات عالم ماوراء طبیعت میتوانند ابدی باشند، موجودات طبیعت هم میتوانند الیالابد ادامه پیدا کنند، ولی چون طبیعت، دارِ مزاحمات و تضاد است هیچ چیزی نمیتواند در آن ابدی بماند. در طبیعت دائما علل مختلف روی یکدیگر اثر منفی میگذارند؛ مثلا در ذات یک انسان امکان اینکه تا ابد باقی بماند هست، ولی انسان به این دلیل پیر و فرسوده میشود و میمیرد که در عالم طبیعت دائما نیروهای مخالف حیات از بیرون روی او اثر میگذارند.
بنابراین قوا از نظر قابلیت خودشان و از نظر فاعل، امکان بقاء الیالابد را دارند، ولی علل خارجی همیشه در آنها اثر میگذارد و آنها را پیر و فرسوده میکند.
[١] . ما اين مطلب را مكرر بحث كردهايم.