درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - فی أن القوة المحرکة الجسمانیة متناهیة التحریک
پس هرچیزی از ازل باید وجود داشته باشد و تا ابد هم باید ادامه پیدا کند.
جواب حَلّی
جواب حلّی جواب دقیقی است که باید به آن توجه کرد چون در خیلی جاها به درد میخورد. جواب این است: هر ممکنالوجودی ممکنالوجود به وجود خاص است، نه به أی وجودٍ. وقتی شما میگویید «انسان ممکنالوجود است» اگر از شما بپرسند «آیا انسان ممکنالوجود است بوجودٍ جوهری، یا ممکنالوجود است بوجودٍ عرضی؟» چه جواب میدهید؟ میگویید «ممکنالوجود است بوجودٍ جوهری و ممتنعالوجود است بوجودٍ عرضی». هر ممکنالوجودی امکان وجود در مرتبه خودش را دارد، نه در مرتبه دیگر. امر مادی، ممکنالوجود به وجود مادی است، نه ممکنالوجود به وجود عقلانی مجرد. امر مجرد، ممکنالوجود به وجود عقلانی مجرد است، نه ممکنالوجود به وجود مادی. همچنان که در هیچ ممکنی امکان وجود واجبی نیست. آیا ممکن است که انسان وجود پیدا کند به وجود واجبالوجودی؟ نه، محال است. پس وقتی میگوییم «شیئی ممکنالوجود است» به این معناست که یک وجود خاص برای او هست. ممتنعالوجود یعنی ما یمتنع له أی وجودٍ. ممکنالوجود یعنی آن که لا یمتنع له أی وجودٍ، بل یمکن له وجودٌ مّا.
اینجاست که مسأله اصالت وجود بسیار به درد میخورد[١] . بنا بر اصالت ماهیت شاید اصلا این ایراد جواب نداشته باشد؛ چون بنا بر اصالت ماهیت اصل ماهیت است و وجود امری انتزاعی است و دیگر غلط است که بگوییم «آیا جوهر امکان وجود دارد به وجود جوهری؟»، چون دیگر وجود جوهری و وجود عرضی نداریم و وجود، یک مفهوم انتزاعی است و در همه جا یکسان است. بنا بر اصالت ماهیت، خود ماهیت است که امکان وجود دارد؛ یعنی امکان دارد که به نحوی باشد که وجود از آن انتزاع شود.
ولی بنا بر اصالت وجود اصالت از آنِ وجود است و وجود مراتب دارد و هر وجودی در مرتبه خاص خودش امکان[٢] دارد، نه در مرتبه دیگر.
[١] . ما در باب امكان استعدادی هم به اين مطلب اشاره كردهايم.
[٢] . مقصود از اين امكان، امكان فقری است كه امكان ماهوی از آن انتزاع میشود. هر وجودی فقط درمرتبه خودش امكان فقری دارد و امكان فقری در غير آن مرتبه اصلا قابل فرض نيست.