درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - فی القدم و الحدوث و ذکر اقسام التقدم و التأخر
درسهای اسفار، ج ٦، ص: ١٠٩
حکما در طرح مسأله حدوث و قدم ذاتی، ناظر به مطلب متکلمیناند
حکما که مسأله حدوث و قدم ذاتی را مطرح کردهاند خواستهاند مطلب عمیقی را بیان کنند. متکلمین و نیز عدهای از محدثین اخباری به حکما گفتهاند: اجماع مِلّیین قائم است بر حدوث عالم (عالم یعنی ما سوی الله). بنابراین غیر از ذات واجبالوجود قدیمی در عالم نیست و قدم از صفات خاص واجبالوجود است. اینکه شما میگویید «الزمان لا أول لوجوده» و نیز اینکه قائل به عقول مجرده میشوید و برای آنها قائل به قدم میشوید، بر خلاف اجماع ملّیین است. حکما جواب میدهند[١] : گاهی ـ به قول یکی از اساتید ما ـ مثلا بر «زیدٌ قائمٌ» اجماع قائم
میشود، ولی بعد یک کسی «زیدٌ قائمٌ» را به نحوی تفسیر میکند و کس دیگری به نحو دیگری. مثلا اجماع ملّیین بر وجود میزان در روز قیامت است و این، یکی از ضرورتهای مذاهب است. وَ نَضَعُ الْمَوازینَ الْقِسْطَ لِیوْمِ الْقِیمَةِ[٢] . اگر کسی بگوید «میزان، یعنی حقیقتی که با آن اعمال انسانها را میسنجند، وجود ندارد» خلاف نص قرآن و ضرورت ادیان حرف زده. ولی اگر کسی بگوید «اجماع ملّیین بر این است که میزان در روز قیامت به صورت یک ترازوست و شاهین و کفه دارد و قوه ثقل را میسنجد به این صورت که انسانها یا اعمالشان را در کفههای آن میگذارند و میسنجند»، به او میگوییم: اجماع قائم است بر وجود میزان در روز قیامت، اما بر اینکه خصوصیات میزان اینهایی باشد که تو میگویی، اجماع قائم نشده است و ممکن است کس دیگری میزان را جور دیگری تفسیر کند.
حال در اینجا میگویند: اجماع قائم است بر حدوث عالم. میگوییم: حدوث یعنی مسبوقیت وجود شیء، ولی شما چون نمیتوانید از مقیاسهای عرفی بیرون بیایید و میخواهید همه معانی و مفاهیم و معارف را با همین مصادیق عرفی تبیین کنید، میگویید عرف در مسبوقیت وجود شیء به عدمش، جز مسبوقیت زمانی چیز دیگری تشخیص نمیدهد، پس اجماع ملّیین است بر مسبوقیت زمانی وجود تمام ما سوی الله به عدم زمانیشان.
ما میگوییم اصل این اجماع درست است و تنها ذات واجبالوجود است که برای وجودش عدم سابق فرض نمیشود و تمام موجودات دیگر بر وجودشان عدم خود آنها که
[١] . میخواهيم بگوييم مسأله حدوث و قدم ذاتی از اينجا پيدا شده است.
[٢] . انبياء / ٤٧.