درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - فی أن القوة المحرکة الجسمانیة متناهیة التحریک
جسمانیاند و شما گفتید «هر قوه جسمانی متناهیالتأثیر است»، پس لازم میآید که افلاک هم روزی خسته شوند و از کار بیفتند.
بعد ایشان مطلبی از فخر رازی در تأیید اشکال بر شیخ نقل میکند و میگوید اینجا حرف فخر رازی درست است و جواب ندارد.
جواب مرحوم آخوند به ایراد ششم
بعد مرحوم آخوند میفرماید: این ایراد یک جواب دارد، ولی طبق این جواب مبنا به کلی دگرگون میشود. جواب این است: قوای فلکی مانند سایر قوای طبیعت امور ثابت نیستند. این ایراد در وقتی وارد است که قوهها از اوّلی که خلق شدهاند وجودهای ثابتی داشته باشند؛ آنوقت این وجودهای ثابت، کهنهشدنی و فرسودهشدنی و خستهشدنی و از بین رفتنی است. ولی به حکم حرکت جوهریه، قوای جسمانی مطلقا (و از جمله قوای جسمانی فلکی) متجدد الذاتاند و آنآ فآنآ تازه و نو میشوند.
نقد علامه طباطبایی به مرحوم آخوند
اینجا آقای طباطبایی ایرادی میگیرند و میفرمایند: اگر این حرف را بزنیم پس طرح این بحث از اساس بیفایده است؛ چون اینجا بحث در این است که آیا قوای جسمانی متناهیالتأثیر و متناهیالتحریکاند یا نه؟ عدهای گفتند: قوای جسمانی متناهیالتحریکاند. لازمه حرف اینها این بود که یک روزی ]این حرکتها[ تمام شود. عده دیگری گفتند: این قوهها متناهیالتحریک نیستند، به این معنا که قوای عالم استعداد تحریک الیالابد را دارند؛ یعنی همین قوای موجود عالم، مادام که وجود دارند میتوانند منشأ تحریک ابدی عالم باشند. شما در اینجا حرف دیگری زدید. از طرفی گفتید «این قوا متناهیالتأثیرند» و از طرف دیگر گفتید «ولی این قوای متناهیالتأثیر آنآ فآنآ تجدید میشوند». چه ما قوا را ثابت بدانیم و برایشان قابلیت تأثیر و تحریک غیرمتناهی قائل باشیم و چه برای آنها قابلیت تأثیر و تحریک غیرمتناهی قائل نباشیم ولی بگوییم «چون آنآ فآنآ تجدید میشوند اثرشان غیرمتناهی است» نتیجه یکی است؛ در هر دو صورت نتیجه این است که حرکات این عالم میتوانند الیالابد ادامه پیدا کنند. پس این بحث فایدهای ندارد.