درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - فی کیفیة الاشتراک بین هذه الأقسام
برمیگردد به تقدم بالطبع.
البته شیخ اشراق در این مورد اعتقادش جازم نبوده؛ چون این در مورد خسّتها هم به کار میرود. مثلا میگوییم «زید در جانی بودن مقدم بر عمرو است». لذا میگوید: اینجا را میگوییم: بنا بر اشتراک لفظی است.
بنابراین شیخ اشراق معتقد است اصل، تقدم بالطبع است، که تقدم جزء علت بر معلول است. تقدم بالطبع شامل تقدم بالعلیه که تقدم علت تامه است نیز میشود. تقدم بالزمان برمیگردد به تقدم بالطبع. تقدم بالرتبه و احیانا تقدم بالشرف هم برمیگردند به تقدم بالزمان. ولی شیخ اشراق در عین حال ملاک را نگفته، که اصلا خود تقدم چیست؟ و چون نگفته، علیالقاعده همان ملاکی را که شیخ گفته قبول دارد.
بعدا میرسیم به حرف مرحوم آخوند و ایرادهایی که میگیرد و میگوید همه این تقدم و تأخرها را نمیتوان به تقدم و تأخر بالطبع برگرداند. و بعد میرسیم به بیان آقای طباطبایی که میخواهند حرف شیخ را به کرسی بنشانند و تقدم بالزمان را تحت همان ضابطه و قاعده کلی در آورند.