درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧ - فی کیفیة الاشتراک بین هذه الأقسام
درس دیروز بر درس امروز.
پس در باب خود اجزاء زمان تقدمْ حقیقی است و همان تقدم بالطبع است، ولی در باب امور زمانی تقدمْ مجازی است.
اما در باب تقدم رتبی که یک قسمش تقدم بالمکان بود، شیخ اشراق میگوید : تقدم رتبی برمیگردد به تقدم بالزمان و تقدم بالزمان هم که برمیگردد به تقدم بالطبع. اینکه شما میبینید عرف در باب امور رتبی تقدم و تأخر قائل میشود و مثلا وقتی از قم تا تهران را در نظر میگیرد میگوید «علی آباد مقدم بر حسن آباد است»، به این جهت است که وقتی بخواهیم از قم به تهران برویم، در زمان قبل به علی آباد میرسیم و در زمان بعد به حسن آباد؛ و لهذا این یک امر نسبی است و برای کسی که از تهران به طرف قم حرکت میکند حسن آباد مقدم بر علی آباد است. پس تقدمهای مکانی برمیگردد به تقدمهای زمانی و چون تقدم زمانی برمیگردد به تقدم بالطبع، پس تقدم مکانی هم برمیگردد به تقدم بالطبع.
اما در تقدمهای رتبی غیر مکانی نیز مطلب همین طور است. مثلا در یک سلسله منظم و مرتب مثل سلسله «انسان، حیوان، جسم نامی، جسم مطلق، جوهر» اگر از نوع الانواع حساب کنیم میگوییم «حیوان قبل از جسم نامی است» ولی اگر از جوهر حساب کنیم میگوییم «جسم نامی قبل از حیوان است». این به حسب محاسبه ذهنی است. در حساب، یک وقت در زمان اول حیوان به ذهن میآید و در زمان بعد جسم نامی؛ در این صورت میگوییم «حیوان مقدم بر جسم نامی است» و یک وقت در زمان اول جسم نامی به ذهن میآید و در زمان دوم حیوان؛ در این صورت میگوییم «جسم نامی مقدم بر حیوان است». پس این هم برمیگردد به تقدم و تأخر زمانی.
اما در تقدم بالشرف مثل اینکه میگوییم «زید در علم مقدم بر عمرو است» شیخ اشراق میگوید: اینجا یا مجاز است، یا قبول میکنیم مشترک لفظی است. اگر از باب مجاز باشد احتمالا از این جهت است که معمولا در باب فضلها مردم این طور دیدهاند که دو نفر که در فضیلتی مثل علم با یکدیگر اشتراک دارند، در امور مادی این طور است که مثلا در مجالس، اعلم مقدم بر عالم حرکت میکند و این یعنی زمان بیرون رفتن اعلم مقدم است بر زمان بیرون رفتن عالم. خلاصه اصلا معنی اینکه میگوییم «زید در علم مقدم بر عمرو است» این است که زید از علم چیزی دارد که اگر بنا بشود این دو راه بروند زید جلوتر حرکت میکند. پس این هم برمیگردد به تقدم زمانی و تقدم زمانی را هم که گفتیم