درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠ - فی ذکر التقدم و التأخر و أقسامهما
باشد این جلوتر است. اینجا غیر از اعلم بودن چیز دیگری نمیخواهیم بگوییم، ولی این مطلب را با کلمه تقدم و تأخر بیان میکنیم.
بنابراین ما اجمالا میدانیم که در مواردی ذهن ما چیزی را درک میکند که آن را با کلمه تقدم و تأخر بیان میکند.
دو سؤال
حال یک سؤال این است: آیا در این موارد تقدم و تأخر مشترک معنوی است؟ یعنی آیا این موارد، انواع تقدم و تأخرند و جامع مشترک دارند؟ یا نه، اصلا تقدم و تأخر مشترک لفظی است؟
ممکن است کسی بگوید «اینها تسمیه و نامگذاری است و دیگر جای بحث برای یک فیلسوف ندارد» و ممکن است کسی بگوید «تقدم و تأخر مشترک معنوی است». اگر تقدم و تأخر مشترک معنوی است، جامع مشترک میان همه این اقسام چیست؟
مسأله دیگر: آیا میتوان بعضی از این تقدم و تأخرها را به بعض دیگر ارجاع کرد؟ این هم مسأله مهمی است. لقائل أن یقول: همه تقدم و تأخرها به یکی یا دو تا یا سه تا برمیگردد؛ یعنی باقی تقدم و تأخرها همینهاست در شکل دیگر. این حرف حرف کوچکی هم نیست. مثلا برخی میگویند: تقدم و تأخر رتبی (یعنی تقدم و تأخر بالمکان) همان تقدم و تأخر بالزمان است، نه چیز علیحدهای. وقتی به مسافری که از راه کناره عازم مشهد است میگوییم «بابل مقدم بر ساری است» در واقع میخواهیم بگوییم تو در مسیر رفتنت از قم به مشهد، در زمان اول به بابل میرسی و در زمان بعد به ساری. پس «بابل مقدم است بر ساری» مَجاز است و در واقع میخواهیم بگوییم: در حرکت از قم به مشهد، زمان رسیدن به بابل مقدم است بر زمان رسیدن به ساری. پس تقدم بالمکان برگشت به تقدم بالزمان و چیز علیحدهای نیست.
در تقدم و تأخر بالشرف هم گفته شده است که برمیگردد به تقدم و تأخر زمانی[١] . گفتهاند: اگر مثلا دو نفر عالم در یک رشته علمی داشته باشیم و یکی از اینها اعلم از دیگری باشد، اینجا اگر به اعلم میگوییم «مقدم» در واقع اگر ذهن خودمان را بشکافیم یک معنی مجازی بیان کردهایم. توضیح اینکه: وقتی دو نفر عالم باشند و یکی اعلم از
[١] . برخی اين حرف را گفتهاند.