درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - فی إثبات الحدوث الذاتی
مقدمه دوم :
طرح یک سؤال
مقدمه دیگر که باز مربوط به اعتبارات ذهن است این است: در قضایای بسیطه مثل «الانسان موجود» اگر از شما بپرسند «آیا انسانِ موجود موجود است، یا انسانِ معدوم موجود است؟ اگر بگویید انسان موجود موجود است، تحصیل حاصل است و اگر بگویید انسان معدوم موجود است، تناقض است» جواب چیست؟
اینها مسائلی است که به صورت مغالطه گفته میشود و حل آنها با شناخت دقیق اعتبارات ذهن میسر است. انسان تا وقتی اعتبارات ذهن را دقیقا نشناسد نمیتواند از این مشکلات رهایی پیدا کند و تا نتواند از این مشکلات رهایی پیدا کند نمیتواند مسائل اساسی را حل کند.
جواب نقضی
اول یک جواب نقضی میدهیم: وقتی میگویید «جسم سفید است» آیا جسم سفید سفید است یا جسم غیر سفید سفید است؟ اگر جسم سفید را میگویید سفید است، تحصیل حاصل است و اگر جسم غیر سفید را میگویید سفید است، تناقض است.
جواب حلّی
اما جواب ]حلّی[ این است: قضیه دو نوع است: مشروطه و حینیه. اگر امری در موضوعی به نحو شرطیت دخالت داشته باشد یک طور است و اگر به نحو حینیت دخالت داشته باشد