آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧ - مقصود از دوری يا نزديکی قيامت
معتقد نيستند. دوری و نزديکی در اينجا معنی و مفهوم ديگری دارد. وقتی که يک چيزی از نظر احتمال برای انسان خيلی ضعيف باشد، مثلًا در هزار احتمال يک احتمال آن را نمیدهد [میگويد دور است.]
مثلًا به شخصی میگوييد فلان کار را میخواهيد بکنيد پس فلان مطلب چه میشود؟
میگويد کو يک چنين چيزی! کو حالا! مقصود اين است که احتمال آن خيلی ضعيف است. خود ما میگوييم احتمال فلان چيز خيلی بعيد است، به احتمال دوری چنين است. اين دوری و نزديکی به حسب ذهن ماست. ما چون احتمالش برايمان خيلی ضعيف است میگوييم فلان چيز به احتمال بسيار دور چنين است. ولی همان مطلب را آن کسی که يقين دارد میگويد احتمال دوری نيست، خيلی هم نزديک است.
پس در اينجا مسأله دوری و نزديکی، دوری و نزديکی زمانی نيست، دوری و نزديکی از نظر ضريب احتمالات است. میگويد ما او را نزديک میبينيم. به نظر میرسد مقصود از «ما» خداوند متعال به علاوه فقط ملائکه نيست، بلکه خدا که حق است و همه اهل حق؛ چون ما در آثارِ مسلّم داريم که اهل يقين قيامت را آنچنان نزديک میديدند که الآن [يعنی در زمان حال] میديدند.نهجالبلاغه میفرمايد:وَ حَقَّقَتِ الْقِيامَةُ عَلَيْهِمْ عِداتِها [١]. اينها در حال عبادت خدا که میايستند، قيامت وعدههايش را دربارهشان الآن تحقق بخشيده؛ يعنی الآن بين خودشان و قيامت فاصلهای نمیبينند و الآن همه چيز را شهود و احساس میکنند و میبينند.
اين است معنای انَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَريهُ قَريباً. آنها قيامت را دور میبينند چون حقيقت را از پشت پرده زمان مشاهده میکنند؛ [و ما
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٢٠.