آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠ - تعبير قرآن درباره آسمان
مسألهای است مافوق هيئت، و آن اين است که قرآن میگويد:انّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزينَةٍ الْکواکبِ [١] يعنی ما نزديکترين آسمانها را به ستارگان زينت کردهايم. يا در يک آيه ديگر میفرمايد:وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ [٢] ما نزديکترين آسمانها را به چراغها زينت کردهايم؛ يعنی تمام اين خورشيدها، ماهها، ستارهها به نزديکترين آسمانها تعلق دارند. از نظر هيئت قديم ماه به آسمان نزديک تعلق داشت، عطارد به آسمان دوم، زهره به آسمان سوم، خورشيد به آسمان چهارم، مريخ به آسمان پنجم، مشتری به آسمان ششم، زحل به آسمان هفتم و باقی ستارهها همه به آسمان هشتم تعلق داشتند، چون قائل به نُه آسمان و نُه فلک بودند.
نُه کرسی فلک نهد انديشه زير پای | تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان زند | |
در هيئت جديد تا حدودی که ستاره وجود دارد آسمان يعنی جسمی غير از ستارهها وجود ندارد. فضايی است و يک عده ستارگان، ماهها و خورشيدها. تا کهکشان هم که برويم بلکه تا صدها کهکشان آن طرفتر جز ستاره چيزی وجود ندارد.
حرف قرآن اين است که تمام ستارهها مانند چراغ- پيغمبر اکرم هم فرمود مثل چراغی که آويخته باشد- در زير نزديکترين آسمانها قرار دارد. پس آن نزديکترين آسمانهايی که قرآن میگويد، از دورترين ستارهها دورتر است. حال آن آسمانها چه وضعی دارند، به آنجا که میرسد ماده چه شکلی پيدا میکند، قديميها میگفتند ماده پنجم در آنجا وجود دارد. چهار عنصر قائل بودند، آن را يک ماده پنجم جدا حساب میکردند و بالاخره مقصودشان اين بود که يک عنصر جداگانهای است، حال هرچه میخواهد باشد.
[١]. صافّات/ ٦.
[٢]. ملک/ ٥.