آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧ - حديث قدسی
میگويند سالک مجذوب. میرسد به مرحلهای که محبت الهی او را فرا میگيرد. آنجا که محبت آمد، دست محبت الهی او را به سوی خودش میکشد.حَتّی احِبُّهُ تا من او را دوست میدارم.فَاذا احْبَبْتُهُ . همينقدر که من او را دوست داشتم، ديگر از آن هويت و منيت او چيزی باقی نمیماند، همه چيز او من میشوم.فَاذا احْبَبْتُهُ کنْتُ سَمْعَهُ الَّذی يَسْمَعُ بِهِ گوشی که میشنود منم وَ بَصَرَهُ الَّذی يُبْصِرُ بِهِ چشمی که میبيند منم وَ يَدَهُ الَّذی يَبْطِشُ بِها دستی که حرکت میدهد منم.
[همه امور خود را] تفويض و واگذار کرده است. معنی عصمت هم همين است.
اين، معنی معارج و مراتب و درجاتی است که انسان يا موجودات ديگر بالا میروند؛ و اين نهايت هم ندارد. اين جور نيست که به يک جا که برسند کار تمام بشود که اين آخرين مرحله است. هرچه بالا بروند باز ظرفيت رفتن هست؛ تا ابد که بالا بروند باز ظرفيت رفتن هست.
تَعْرُجُ الْمَلائِکةُ وَ الرّوحُ الَيْهِ فی يَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمسينَ الْفَ سَنَةٍ.فَاصْبِرْ صَبْراً جَميلًا.
ملائکه الهی به حکم آيه«وَ ما مِنّا الّا لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ» [١] (هريک از ما فرشتگان مقام معين و معلوم و درجه و معرج معين و مشخصی داريم) از مقام خودشان هرگز تجافی نمیکنند. بله، به امر خداوند، به امر الهی و مشيّت الهی تدبير اين عالم به آنها واگذار است. عالم ما که عالم طبيعت است چون در ذات خود مستشعَر به هدف و شعور و نظام و اين امور نيست، در تسخير نيروهای ديگری است که قرآن از آن نيروها به ملائکه
[١]. صافّات/ ١٦٤.