آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - حديث قدسی
يک وقتی شخصی- خدا او را بيامرزد؛ البته مرد متشرعی بود در حدی که واجباتش را به دقت عمل میکرد- گفت من يادم نمیآيد که در همه عمرم يک قران به يک فقير داده باشم که بر من واجب نباشد. در حدی که بر من واجب بوده دادهام اما اگر چيزی بر من واجب نبوده ندادهام. من تاکنون دهشاهی که بر من واجب نباشد به کسی ندادهام. گفتم که به همين دليل هيچ وقت نبايد انتظار تفضل حق را داشته باشی. پس تو میخواهی با خدا اينجور معامله کرده باشی. اگر خدا بخواهد به عدل خودش با تو رفتار کند [نبايد خلاف انتظارت باشد.] تو وقتی که هيچ فضل نداری پس چطور انتظار تفضل از پروردگار داری؟!مَنْ لا يَرْحَمْ لايُرْحَمْ. کسی که- به تعبير ما- احساس و عاطفه نداشته باشد و رحمت بر قلبش مستولی نباشد که يک وقت پولی را به يک مستحق بدهد نه به حکم اينکه واجب است و اگر ندهم خدا مرا عذاب میکند، بلکه به حکم اينکه کار خوب و خيری است و يک حسنه است، واجب نيست و معذلک من اين کار خير را انجام میدهم، چنين کسی چگونه انتظار تفضل را دارد؟!
لايَزالُ الْعَبْدُ يَتَقَرَّبُ الَی بِالنَّوافِلِ. (نفرمود بالفرائض) بنده من لايزال- يعنی استمراراً، پشت سر يکديگر- به وسيله نوافل قدم به قدم به من نزديک میشود حَتّی احِبُّهُ میرسد به مرحلهای که مشمول محبت من میشود.
همه بندگان مشمول محبت پروردگار هستند ولی گفتهايم که ما يک رحمت رحمانيه داريم و يک رحمت رحيميه. مقصود از رحمت رحيميه اين است که انسان يک وقت به يک مرحله که میرسد مثل کسی است که میخواهد به مرکزی نزديک بشود؛ تا به يک مرز نرسيده، با قدم خودش میآيد؛ به آن مرز که میرسد يکمرتبه جاذبه آن مرکز او را میکشد؛