آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - رابطه انسان با خلق خدا
اساساً مسألهای است که آيا خداپرستی برای انسان فطری است يا نه؟ قرآن تصريح دارد که فطری است. همچنين مسألهای است که آيا حس اخلاقی، خير اخلاقی، احسان اخلاقی، خدمت کردن به خلق خدا امری است فطری يا نه؟ بله، اين هم فطری است:وَ اوْحَيْنا الَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ اقامَ الصَّلوةِ [١]. قرآن میگويد اينها الهام الهی است. پس اگر کسی ايندو را نداشته باشد دو امر فطری را از خودش سلب کرده است، يعنی در واقع خودش را در مقابل دو امری که بالفطره به سوی آنها در حرکت بوده است بسته و مغلول کرده است.
میفرمايد اين آدم به اللَّهِ عظيم، به ذات عظيمِ اللَّه که ايمان به او برای وی فطری است ايمان ندارد وَ لا يَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکينِ در راه سير کردن گرسنهها نيز ترغيب ندارد. اين بالاتر است از اينکه بگويد خودش مساکين را اطعام نمیکند؛ زيرا يک درجه از خير اخلاقی اين است که انسان خودش در کار خدمت کردنِ به خلق خدا- مخصوصاً سير کردن شکمهای گرسنه- عملًا ساعی باشد؛ بالاتر اين است که نه تنها خودش ساعی باشد، ديگران را هم وادار کند (حضّ يعنی ترغيب کردن، وادار کردن). اين به اللَّهِ عظيم ايمان ندارد و به طعام مسکينها ترغيب نمیکند و در اين راه کوشا و فعال نيست. خيلی فرق دارد با اينکه بگويد خودش به سهم خود کاری نمیکند؛ میفرمايد کوشا نيست و ديگران را وادار به سير کردن گرسنهها نمیکند، گناهش اين است که ديگران را وادار نکرده است.
فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ ههُنا حَميمٌ. نتيجهگيری را ببينيد: پس چنين کسی امروز حميمی ندارد (حميم يعنی کسی که به او مهربانی کند؛ به خويشاوندان هم
[١]. انبياء/ ٧٣.