آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩ - عصمت از خطا
درست است، خدا به پيغمبر وحی میکند؛ خدا که- العياذ باللَّه- اشتباه نمیکند ولی پيغمبر وقتی که وحی میگيرد عوضی بفهمد، يک جمله به او گفته بشود او يک جمله ديگر بفهمد. (نظير اين حرفها را گفتهاند.) چه مانعی دارد که اين جور باشد؛ مثل اينکه انسانی با انسان ديگری حرف میزند؛ جملهای میگويد، اين يکچيز ديگر از حرف او خيال میکند؛ گوينده اشتباه نکرده، شنونده در تلقی اشتباه کرده است.
٢. ممکن است شنونده در ابتدا که تلقی میکند اشتباه نکند ولی بعد که به حافظه میسپارد و پس از مدتی میخواهد آن را از حافظه خود نقل کند حافظهاش اشتباه میکند. اين هم خيلی برای انسانها اتفاق میافتد که مطلبی را اول درست تلقی میکند و به حافظه میسپارد، بعد از مدتی وقتی میخواهد آن را از حافظه نقل کند عوضی نقل میکند.
٣. ممکن است کسی مطلبی را از کسی درست تلقی کند، به حافظه هم درست بسپارد ولی وقتی که میخواهد آن پيام را به ديگری ابلاغ کند در حين ابلاغش يک اشتباهی رخ میدهد ولو اينکه آن اشتباه مربوط به شخص او هم نباشد مربوط به علل خارجی باشد؛ مثل اينکه فردی در اين بين پارازيت بدهد به گونهای که حرفی که اين شخص میزند مخاطب يک جور ديگر بفهمد و بالاخره اين مطلب درست به او ابلاغ نشود.
پس سه مسأله میشود: يکی اينکه آيا امکان اين هست که پيغمبر اشتباهی تلقی کند؟ دوم: آيا امکان اين هست که پيغمبر بعد از خوب تلقی کردن، در حافظه خودش که نگه میدارد اشتباه نگهداری کند؟ سوم: آيا امکان اين هست که وقتی به ديگران میگويد اشتباهی رخ بدهد که ديگران عوضی بفهمند؟
اين آيه همه اينها را نفی میکند. خيال کردهاند کاری که خدا