آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢ - رابطه ميان انسان و جريانهای عالم
وَ يَجْعَلْ لَکمْ جَنّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَکمْ انهاراً آن وقت میبينيد که چقدر بر باغستانهای شما افزوده بشود، چقدر نهرها برای شما جاری بشود!ما لَکمْ لاتَرْجونَ لِلَّهِ وَقاراً چه میشود شما را که برای خدای خود اميد عظمت نداريد يعنی گمانِ عظمت نمیبريد؟ يعنی چرا به عظمت پروردگار خودتان پی نمیبريد؟ چرا اينقدر در مقابلِ خدای خودتان مأيوس و نااميد هستيد؟ چرا گمان به آقايی او نمیبريد؟ وقار در اينجا تقريباً مفهوم آقايی را میدهد. يعنی خدا کريم، رحيم، بخشنده و جواد است؛ هر گونه که بنده به او گمان داشته باشد او همينگونه با بنده رفتار میکند. اگر انسان به او حسن ظن داشته باشد خداوند طبق حسن ظنّ بنده با او رفتار میکند. پس کأ نّه «ما لَکمْ لاتَرْجونَ لِلَّهِ وَقاراً» [يعنی] چرا به خدای خودتان گمان نيک نمیبريد؟ که مستلزم اين است که آنوقت او را پرستش کنيد و پرستش اين بتهای لايَشْعُر را دور بريزيد.وَ قَدْ خَلَقَکمْ اطْواراً شما که خدايتان را تجربه کردهايد. همين خلقت گذشته شما در واقع تجربه خداست. مگر خدا نيست که شما را طور طور آفريد؟
کلمه «طور» به معنای گونه است. آيه را دوجور میشود معنی کرد و مفسرين هم دو جور معنی کردهاند: يکی اينکه يعنی خداوند شما را به گونههای مختلف آفريد که اين خودش بر اساس يک حکمت است. مثلًا بعضی را مرد و بعضی را زن آفريد. اين برای همين بوده است که نيازی به چنين چيزی بوده است؛ اين لطف و رحمت الهی است که خداوند چنين کرده است. يا اختلافات ديگری که در ميان افراد بشر هست؛ چون خود اختلاف منشأ رحمت است. شما اين را در نظر بگيريد:
اگر همه مردم يک رنگ، يک شکل، با يک نوع استعداد، يک ذوق و يک سليقه آفريده شده بودند بشريت هميشه مجبور بود درجا بزند يعنی ديگر تکامل رخ نمیداد. آنوقت نه زشت وجود داشت نه زيبا، چون زشت و زيبا با