آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣ - تفسير سوره نوح (١)
چيزی را انسان بداند که خدا را با او بشناسد. علم ديگر فريضه عادله است، يعنی واجباتی که به آن واجبات بايد عمل کند. چون کلمه عادله آمده، بعضی گفتهاند يعنی اخلاق معتدل را درک کند.وَ سُنَّةٌ قائِمَةٌ و بعد بداند که چه سنتی از طرف خدا مقرر شده است که به آن عمل کند. دانستن اينها [خوب است؛] فرمود:ما سِويهُنَّ فَضْلٌ باقی ديگر فضيلت هست ولی علم نيست؛ فضلی است. فضل يعنی يک امری که انسان اگر نداند هم ضرری به حالش ندارد ولی اگر بداند يک امر اضافهای است که دانسته است. فضل را زمانی انسان دنبالش بايد برود که واجبات اوليه خودش را میداند.
قرآن در اين جور مسائل اقتصار میکند به اينکه مثلًا فلان پيغمبر با قوم خودش چگونه روبرو شد، به آنها چه گفت و آنها چه عکسالعملی نشان دادند و بعد چه سرنوشتی پيدا کردند. اين را میگويد برای اينکه مردمِ ديگر از آن درس بياموزند.
بسم اللَّه الرحمن الرحيم.انّا ارْسَلْنا نوحاً الی قَوْمِهِ ما نوح را به سوی قوم خودش فرستاديم؛ يعنی نوح پيامبر ما بود و پيام ما را به سوی قوم خودش برد و رسانيد.
فرستاديم که چه؟ انْ انْذِرْ قَوْمَک قوم خودت را انذار بده، بيم بده، اعلام خطر کن.
معمولًا پيغمبران وقتی فرستاده میشوند که مردمی گمراه باشند و نياز به مُنذِر دارند و قهراً چون انذار به تنهايی کافی نيست، نياز به مبشّر نيز دارند، بشارت و انذار هر دو.مِنْ قَبْلِ انْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ اليمٌ قبل از آنکه عذاب دردناکی به آنها برسد آنها را اعلام خطر کن.