آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١ - استدراج
مغضوب پروردگار هستیم که هیچ اشکالی در کار ما پیش نمیآید.
در حدیث است (همین را باز مولوی به شعر آورده است) که در زمان شعیب مردی بود کافر نعمت، فاسق و فاجر؛ آمد به شعیب گفت که شعیب! این چگونه است، اینهایی که شما اسمش را گناه گذاشتهاید من همه این گناهها را مرتکب میشوم؛ معلوم میشود خدا مرا خیلی دوست دارد برای اینکه هرگز مرا معاقبه و اخذ نمیکند. شعیب در عالم وحی از خدا سؤال کرد که این بنده چنین میگوید. به او وحی رسید که به او بگو که ما مدتهاست که تو را گرفتهایم و تو خودت خبر نداری.
همین که اساساً ما هیچ اشکالی در کار تو به وجود نمیآوریم این بدترین عقوبتهاست که نمیخواهیم تو رویت به طرف ما بیاید.
این، اخذ تدریجی است و در تعبیر قرآن «استدراج» آمده است و یکی از بدترین عقوبتهاست، چون مجال و فرصت توبهکردن را از انسان میگیرد، یعنی انسان میرسد به حالی که لطف و عنایت خدای متعال، دیگر به هیچ نحو شامل حال او نمیشود و انسان این مقدار شایستگی ندارد که خدا او را با یک گرفتاری متوجه خودش کند.
«فَذَرْنی وَ مَنْ یکذِّبُ بِهذَا الْحَدیثِ» بگذار مرا و مردمی که این حدیث و سخن و این حقایق را دروغ میپندارند؛ اینها را در همین دنیا میگیریم، اما طوری میگیریم که خودشان هم نمیدانند گرفته شدهاند، عکسش را خیال میکنند:«سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لا یعْلَمونَ» تدریجاً و درجه به درجه اینها را میگیریم از راهی که خودشان نمیدانند. اینکه میگویند مکر الهی، نه مکر به آن معناست که یک انسان درباره انسان دیگر مکر میکند، بلکه کاری است که نتیجهاش نظیر نتیجه یک مکر