آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - کافران آرزوی مرگ پیغمبر را داشتند
بودند، بتها را شفعا میدانستند) میگفتند بلکه خدا این را بکشد، ما از شرش راحت بشویم.
مثل معروفی است، میگویند: «بچه گریزپا از مدرسه آرزوی مرگ معلم را میکند.» او نمیداند که با مردن معلم، او خوشبخت نمیشود؛ گیرم معلم مرد، آیا تو دیگر خوشبخت شدی؟ ای کسانی که اینهمه آرزوی نابودی مرا و همراهان مرا میکنید، خدا چه مرا نابود کند و چه مرا مشمول رحمت خودش قرار بدهد، به هر حال سرنوشت شما چه میشود؟ چه کسی شما را از آن عذاب دردناکی که در انتظار شماست پناه میدهد؟ معلم بمیرد یا بماند، تو بیچاره بدبختِ بیسواد چه آیندهای داری؟ درست همان حالت بچه، خیال میکند که فقط وجود معلم است که این نیاز را برای او به وجود آورده، اگر معلم [به مدرسه] نرود، دیگر موضوع درس خواندن و باسواد شدن در عالم محو میشود و باسواد و بیسواد علیالسویه هستند، فقط چون معلم هست میان باسواد و بیسواد فرق گذاشته شده؛ درصورتی که چون سواد لازم است و چون میان باسواد و بیسواد فرق هست معلم به وجود آمده است. چون شما نیاز به راهنما دارید خدا پیغمبر را فرستاده نه چون پیغمبری هست این تعلیمات از این پیغمبر هست و اگر نباشد موضوع منتفی میشود. قیاس معکوس تشکیل میدهند، معلول را به جای علت میگذارند و علت را به جای معلول. خدا یا من و همراهانم را هلاک میکند یا مشمول رحمت خودش قرار میدهد، به هر حال شما چه فکری برای خودتان و سرنوشت شوم خودتان کردهاید؟ شما را چه کسی پناه میدهد؟ یعنی سرنوشت شما با این وضع به هر حال هست:فَمَنْ یجیرُ الْکافِرینَ مِنْ عَذابٍ الیمٍ.