آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - ٢ از راه عمل
تنظیم میکند که نماز اول وقتش [از بین نرود؛] مسافرت میخواهد برود، میگوید به گونهای برویم که اول مغرب به نمازمان برسیم. بعد این نماز را با آداب و مستحباتش انجام میدهد. اصلًا نماز در ذهن این بچه حالت دیگری پیدا میکند.
مرحوم پدر خودمان رضواناللَّه علیه، ما از بچگی این را میدیدیم که از نظر ایشان آنچه که مربوط به دین و مذهب بود در نهایت احترام بود؛ نماز یک حقیقت محترم بلکه محترمترین حقیقتها بود. ما حس میکردیم ماه رمضان که میآید واقعاً یک امر قابل احترامی میآید، یک امری میآید که دارد استقبال میشود، از ماه رجب و شعبان به استقبال میرفتند یعنی مرتب روزه مستحبی میگرفتند؛ پیشواز میرفتند. پیشواز رفتن [یعنی] مهمانی دارد میآید که ما داریم استقبالش میکنیم.
آداب ماه رجب، آداب ماه شعبان و مستحبات این دو ماه عمل میشد. معلوم بود که به سوی یک امر بزرگ و خطیر دارند میروند. اگر بچه یک ذره قابل باشد در او اثر میگذارد. اگر در خانوادهای بچه حس کند که پدر راستی را به دلیل اینکه راستی است [ترک نمیکند و] دروغ اساساً به زبان این پدر نمیآید، او راستگو میشود. اما بچهای که میبیند پدرش به خاطر کوچکترین منفعتی دروغ میگوید، اگر پدر یک ساعت بنشیند بگوید بچه جان دروغ نگو، او نمیتواند بپذیرد.
بنابراین اینجا که قرآن دارد:«قوا انْفُسَکمْ وَ اهْلیکمْ» نکته دیگری هم هست و آن این است: قرآن اگر میگفت: «یا ایها الذین امنوا قوا اهلیکم» ای اهل ایمان خاندان خودتان را حفظ کنید، مطلب درست کاملی گفته بود. ولی وقتی فرمود:«قوا انْفُسَکمْ وَ اهْلیکمْ» خودتان را و خاندانتان را حفظ کنید، و اول «خودتان» را ذکر کرد، ضمناً اشاره به رابطه میان ایندو