آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - پاسخ به یک شبهه مستشرقین
محبتآمیز میزد (و ناچار باید بگویند مانند مسیح میگفت اگر به طرف راست صورتت سیلی زدند طرف چپ آن را بیاور، کار خدا را به خدا واگذار و کار قیصر را به قیصر)، راهش همانند راه مسیح بود و لهذا در مکه میبینید که پیغمبر اجازه جنگیدن و جهاد نداد، اصحابش را اینهمه معذب میکردند و هیچ اجازه نمیداد که دفاع کنند، به اصحابش اجازه داد هجرت کنند و به حبشه بروند. به مدینه که میآید یک گردش صد و هشتاد درجهای میکند، به شکل یک امپراطور و یک فرد مقتدر درمیآید، فرمان جهاد میدهد، دیگر آن روش گذشته خودش را بکلی کنار میگذارد.
این یک دروغ محض است و اگر یک وقتی مقتضی باشد ادلّه دروغ بودنش را از هر جهت میگویم که پیغمبر اکرم نه در مکه مسیح محض بود، مسیحی که آنها میشناسند، و نه در مدینه روشش روش امپراطور بود آنطور که آنها تصور کردهاند. روش عیناً یک روش است ولی شک ندارد که پیغمبر چنین عمل کرد، باید هم عمل کند. سیزده سال دعوت کرد، بعد از سیزده سال اجازه [دفاع داد،] گفت:اذِنَ لِلَّذینَ یقاتَلونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِموا [١]، آنهم تا از ناحیه دشمن شروع نشد اجازه دفاع نداد. اگر پیغمبر از روز اول شروع [به جهاد] میکرد، آنوقت شما بیشتر اعتراض میکردید که آخر یک مدتی مردم را دعوت کن، اگر زیر بار نرفتند و تکبر و عناد ورزیدند آنوقت [جهاد کن،] نه از روز اول. در مدینه هم پیغمبر همان چهره یک انسان کامل و جامع [را داشت؛] یعنی قرآن، هم تکیه دارد روی کتاب و دعوت، و هم روی عدالت، و هم
[١]. حج/ ٣٩.