آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢ - سخن مرحوم شاه آبادی
سخن مرحوم شاهآبادی
میگویند مرحوم شاهآبادی میگفته طبیعت دزد است، یعنی انسان با انسان بد بنشیند، خودش نمیفهمد، یک وقت میبیند خصلت او در وی آمده، یعنی طبیعتش دزدکی از او گرفته است. «دزد است» یعنی طبیعتْ مخفی از شعور انسان میگیرد.
مولوی این نکته را به این صورت میگوید:
میرود از سینهها در سینهها | از ره پنهان صلاح و کینهها | |
یعنی تو با دیگری داری حرف میزنی، [بدون آنکه خودت بفهمی صفات او را میگیری.] برخی اشخاص گاهی از این غرورها دارند، به او میگویند با فلانکس ننشین، میگوید من مواظب خودم هستم. میگوییم تو مواظب هستی یعنی آگاهانه نمیگیری، ولی نمیفهمی، میبینی ناآگاهانه طبیعتت گرفته، و خودت نفهمیدهای.
حال وقتی که انسان از مُعاشر خودش ناآگاهانه بگیرد، اولاد از پدر و مادر ناآگاهانه نمیگیرد؟ پس این باوری نیست که انسان خودش را حفظ نکند و بتواند خاندانش را حفظ کند. مرحوم شیخ غلامرضا یزدی رضواناللَّه علیه که مرد بسیار بزرگی بود (دو سال به قم آمد، علمای قم خیلی اصرار کردند که او را نگه دارند، جریان مفصلی دارد، پسرش هم همان جا فوت کرد، برای درس تفسیری که داشت) یک وقتی در یک