آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - میرزای شیرازی و تأیید افراد
کسی به حد او نرسیده یا کمتر رسیده است، و ظاهرش هم هیچ نشان نمیداد، خیلی مرد عجیبی بوده است. در یکی از شهرستانها یک ملایی بوده است، بعضی از دوستان میرزا گفته بودند ما نامهای خدمت ایشان نوشتیم و از ایشان تأیید خواستیم که این آقا در این شهرستان هست؛ مرتب نامه به ایشان نوشتیم که فلان شخص در این شهر مردی است خیلی عالم، در این حد عالم است، مجتهد است و خیلی هم باتقوا، شما ایشان را تأیید کنید، مثلًا اجازه به ایشان بدهید. میگوید: ما نامه نوشتیم، میرزا جواب نداد. بار دیگر نامه مینویسد، باز تعریف میکند که این مردی است بسیار عالم و باتقوا، هم علمش را تأیید میکند و هم تقوایش را. باز میرزا جواب نداد.
تا بالاخره آن کسی که اینهمه او را تأیید میکرده بلند میشود میرود سامره که چرا میرزا جواب نداد، آیا به حرف ما اعتماد نکرد؟ رفت و گفت: آقا! چرا ما هر چه برای این آقا تأیید خواستیم شما تأیید نکردید، چرا نامههای ما را جواب ندادید، آیا حرف ما را قبول ندارید که او مرد عالم و باتقوایی است؟ فرمود: چرا، همه حرفهای شما را قبول کردم. پس چرا شما تأیید نکردید؟ فرمود: تو همواره در نامههایت نوشتی که این چقدر عالم است و چقدر باتقواست، در یک نامهات ننوشتی که عقلش در چه حدی است؟ برای ملّا علم و تقوا کافی نیست، عقل و فکر
و دوراندیشی و هوشیاری و ادراک شرایط زمانِ خودش و شناختن مردم، اینها خودش رکن اساسی است. خیلی هم عالم و باتقوا باشد اما یک آدم سادهدل، نتیجه چیست؟ ابزاردست شیادها میشود، یعنی ابزاری از اسلام در دست ضداسلامها، ابزاری از علم و تقوا در دست فاسق و فاجرها؛ فایدهاش چیست؟ تو هیچ اسمی از آن مسأله عمده نبرده