آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠ - تحلیل قرآن
تحلیل قرآن
قرآن این مسأله را تحلیل میکند:«افَنَجْعَلُ الْمُسْلِمینَ کالْمُجْرِمینَ» چه میگویند اینها؟ روی چه منطق و حسابی این سخن را میگویند؟ آیا کوچکترین منطقی در کار است؟ آیا عقل چنین حکم میکند؟ پس عقلتان کجا رفت؟ آیا در شرعی و در نقلی و در یک کتاب آسمانی چنین مطلبی آمده است(امْ لَکمْ کتابٌ فیهِ تَدْرُسونَ)؟ آیا به طور خصوصی از خداوند برای خودشان پیمانی گرفتهاند و یک استثنایی در کار است؟ یا نه، اعتمادشان به این شرکاست؟ برای خدا شریکها قائل شدند و برای آن شریکها یک قدرتی قائلاند و آنها هستند که حسابها را به نفع اینها بهم میریزند؟ یا مطلب چیز دیگری است و آن این است که این حرف را بهانه کردهاند، یعنی از نظر خودشان هم این یک فکر جدی نیست، تظاهر به این حرف میکنند برای اینکه از آن باج و خراجی که باید بپردازند معاف شوند؛ یعنی مسأله حتی این نیست که واقعاً به اینها غرور دست داده باشد و فکری برایشان پیدا شده باشد؛ فقط یک حرفی است که به زبان میآورند برای اینکه خودشان را از یک باج و خراجی که باید بپردازند معاف کنند، که این هم نیست، زیرا مگر ما اجر و مزدی خواستهایم؟ مگر یک تاوانی در اینجا خواستهایم که چون بر دوششان سنگینی میکند یک چنین حرفی را به زبان میآورند؟«امْ تَسْئَلُهُمْ اجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلونَ» آیا این حرف را میگویند تا بهانهای در دست بگیرند برای آنکه خودشان را از یک غرامت سنگین رها کنند، که تو اجر و مزدی برای رسالت میخواهی، غرامتی از آنها میخواهی؟