قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦٦ - فصل هفتم در اين كه تنى چند از بزرگان دين و دانش معارف شريف عرفانى را برهانى كرده اند
تا در برهانى كردن مسائل عرفانى نوبت به صدر المتالهين صاحب كتاب قيم و عظيم الشان اسفار در حكمت متعاليه رسيده است . استاد علامه شعرانى آن جناب را به ( لطف الهى) تعبير مى فرمود . كتاب را بر اسفار اربعه سالكان قرار داده است . تا در سرآغاز براعت استهلالى بوده باشد كه اين كتاب در شرح و تفسير حقايق عرفانى اصيل نقشى بسزا و طرح و طرزى خاص را داراست . چنانكه در آخر خطبه اول كتاب بدان تصريح فرموده است كه : اعلم ان للسلاك من العرفاء و الاولياء اسفارا اربعة , فرتبت كتابى هذا طبق حركاتهم فى الانوار و الاثار على اربعة اسفار , و سميته([ بالحكمة المتعالية فى المسائل الربوبية .
اسفار در ايفاى موضوع مذكور حايز اهميتى است كه هيچيك از كتب عرفانى برهانى مذكور حايز آن نيست , و آن نحوه اقامه برهان بر مسائل عاليه عرفانى و تطبيق بين عقل و ذوق , و فكر و شهود است , و بر اين اساس قويم كه( البرهان الحقيقى لايخاف الشهود الكشفى) سخت استوار است . و چنان از عهده اين امر خطير بر آمده است كه در چندين جاى اسفار فرموده است كه اين تحقيقات اختصاص به اين كتاب دارد و در زبر ديگران يافت نمى شود . آن جمله در آخر فصل دوم باب دهم نفس اسفار گويد( : . . . و لم يوجد مثلها فى زبر المتقدمين و المتاخيرين من الحكماء و العلماء) . . . ( ج ٤ ط ١ ص ١٣٠ ) . هر محقق متتبع منصف گواهى مى دهد كه حق با اوست . و خود آن جناب بهترين گواه در اين امر است كه بيش از ديگران و پيش از آنان مى داند كه چه كرده است و كار خود را مى ستايد . و اين گونه ستودن نه اين كه نكوهيده نيست بلكه بسيار پسنديده و نيكوست . اين خداى سبحان است كه درباره كتاب خود فرمود : قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان ياتوا بمثل هذا القرآن لا ياتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا ( اسراء ٩٢ ) . و اين خاتم رسولان است ( ص ) كه درباره خود فرمود : و انا افصح العرب بيد انى من قريش ( باب ١٨ج ٦ بحار ط ١ ) . و اين امام امير المؤمنان ( ع ) پيشواى شيوايان است كه فرمود : و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه , و علينا تهدلت غصونه ( نهج البلاغه خطبه ٢٣١ ) . و اين حكيم ابوالقاسم فردوسى است كه گفت :