قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٨ - فصل نهم در توهم مذمت منطق و فلسفه از زبان اهل عرفان و ديگران و جواب آن است

طبيعت و مثال است , هم براى عارف در سير و سلوك و وارداتش اشتباهاتى پيش مى آيد و هم براى فيلسوف الهى و براى هر محصل معارف . لذا هم فيلسوف الهى توصيه به تفريد و تجريد مى كند و هم عارف , و هم آن را در برهانش رهزنهايى است و هم اين را در عرفانش , و هم آن به حقايقى دست مى يابد و هم اين . اگر عرفان به مقصود مى رساند , برهان هم اينچنين است , و اگر عقل نظرى مشوب به وهم حجت نيست , واردات مشوب به وهم و خيال سالك نيز اينچنين است . لذا هر دو فريق مى گويند كه نوع انسان را ميزان قسط به نام منطق وحى الهى و پيامبر معصوم مى بايد و هيچيك در عقل كلى اختلاف ندارند .

پس مفاد سخن عارفان نه اين است كه نظر عقلى باطل و كسب علوم عقلى ناصواب و برهان ناتمام است . اين قرآن كريم , كه مهمترين منطق وحى است , فهم حقايقش را گاهى اضافه به دانشمندان فرمود و گاهى به خردمندان و گاهى به انديشه مندان و گاهى به صاحبدلان و گاهى به صاحبنظران و نظاير آنان . و فرمود : و يرى الذين اتو العلم الذى اليك من ربك هو الحق ( سبا ٧ ) . و فرمود : انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون ( يوسف ٣ ) . و فرمود : كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون ( يونس ٢٥ ) . و فرمود : افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها ( محمد ٢٥ ) . و فرمود : فنظر نظرة فى النجوم فقال انى سقيم ( صافات ٩٠ ) . و آن كه از قيصرى نقل كرده ايم كه( : ارباب انظار فكرى را از آن جهت اعتبارى نيست كه مفكره قوت جسمانى است) . . . ابن فنارى در مصباح الانس همه اعتراضات عارفان بر اهل نظر را به نه وجه تحرير كرده است كه در فصل دهم گفته آيد , و اين اعتراضات و يا مشابه آنها بر عارفان نيز وارد است . هر چند مكانت و مرتبت عرفان را چنانكه گفته ايم اهميتى بسزاست كه ديگر علوم را مطلقا نيست , و لكن بحث در اين است كه برترى عرفان از همه دانشها , كه از جمله آنها منطق و فلسفه الهى است , بدين معنى نيست كه جز عرفان همه باطل اند بلكه حق مطلب تفصيلى است كه در اقتناى معارف از زبان قاضى نورالله در مجالس در فصل بعد گفته آيد كه تحصيل يقين به مطالب حقيقى هم از طريق نظر و استدلال حاصل آيد و هم از طريق تصفيه و استكمال .