قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٦ - مقدمه سخنى كوتاه در مكانت دانش ترازوست
دو بال انسان براى عروج و صعود به مقامات شامخ , يعنى براى رسيدنش به كمال انسانى او هستند , بلكه علم و عمل انسان سازاند و بشر براى به دست آوردن گوهر گرانبهاى دانش و در راه اعتدال و استواى تكامل , كه از آن تعبير به صراط مستقيم مى شود , چاره اى جز داشتن ميزان حق ندارد . علم شريف منطق محك و معيار صدقى است كه با مراعات قواعد آن تميز ميان حق و باطل در افكار و انظار داده مى شود .
پوشيده نيست علمى كه مقسم تصور و تصديق است علم فكرى است كه علم ارتسامى است و آن صورت و نقش عين خارجى است , نه علم شهودى و حضورى كه عين معلوم خارجى است مانند علم مجرد به ذاتش و به معلولش , و مانند علم حق تعالى به معلولاتش كه اظلال و آيات و اطوار و شئون يك وجود صمدى اند . در پيرامون علم شهودى سخنى در پيش است .
حق و ميزان چون يوسف و حسن ازل در معيار جسم و جان به يك مقدارند كه افتراقشان را نشايد . يعنى حق و ميزان در اصطلاح علم حروف دو پيكر يك روح اند كه در عدد يكسانند كه گفته اند( : الحروف اشباح , و الاعداد ارواح) . و به قول دهدار محمود عيانى در كنوز الاسماء :
نزد اهل خرد و اهل عيان *** حرف جسم و عدد اوست چون جان
در اين كريمه سوره حمعسق ( شورى آيه ١٨ ) جمع بين حق و ميزان شده است( : الله الذى انزل الكتاب بالحق و الميزان ) .
و در اين كريمه سوره رحمن فرمود( : و وضع الميزان الا تطغوا فى الميزان )
ديلمى در محبوب القلوب آورده است كه( : و من كلام سقراط الحكيم : لا تجاوز الميزان) , اى لا تتجاوز الحق]( ( ط ١ رحلى ص ٨٢ ) .
هر چه را ميزان امضاء كرده است حق است , و هر چه را حق تصديق كرده است ميزان است , و هر دو به حسب معنى از يك مصدر معنوى كه عدل است مشتق اند .