قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧ - مقدمه سخنى كوتاه در مكانت دانش ترازوست
راقم در اين باره گفته است :
حق و ميزان در عدد يكسان بود *** آرى آنچه حق بود ميزان بود
هر چه ميزانست آن عين حق است *** هر دو از يك اصل مصدر مشتق است
مصدرى كو صرف عدل است و وسط *** نى بود تفريط در وى نى شطط
جز حق اندر انفس و آفاق چيست ؟ *** غير ميزان اندرين نه طاق چيست
آنچه بينى كاندرين ارض و سماست *** بر اساس حق و ميزانى بپاست
آدمى را حق و ميزانى بود *** تا كه اندر راه انسانى بود
دانشى كو علم ميزانست و داد *** علم منطق باشد اى نيكو نهاد
انسان هوشيار آگاه در هر انديشه و رفتار و گفتارش ترازويى خواهد تا بدان درست و نادرست و زشت و زيبا و بد و خوب آنها را تميز دهد . آرى دستور( دانش ترازو) انديشه را از كژى باز مى دارد , چنانكه دستور زبان هر گروه زبان را از نادرستى در گفتار , كه گفته اند : نسبت و منزلت نحو به لسان و الفاظ , مانند نسبت و منزلت منطق به عقل و معانى است .
كوتاهى سخن در راه كسب معارف , هم منطق و برهان مى بايد و هم شهود و عرفان . برهان و عرفان توامان اند كه از يك پستان شير مى خورند , و حقايق معارج عرفانى تفسير انفسى قرآن كريم اند . اگر مقدمات برهان صحيح باشند در راى خود معصوم اند و هر حكمى كه كرده اند حجت و قامت السماوات و الارض بالحجة .