قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٧ - فصل ششم در معرفت نفس به بيان شارع و عارف و حكيم است
سازند و انسان را عالمى عقلى مشابه عالم عينى مى گردانند , و آخرين مرحله سير تكاملى انسان اين است كه مى بيند آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مى كرد . و مهمترين معرفت و ارزنده ترين چيزى كه انسان را به كار مى آيد همان معرفت انسان مر ذات خود راست كه به معرفت نفس و روانشناسى تعبير مى شود , و بايد گفت : خود را باش و خود را بشناس . متن فرموده امام , روشن و آشكار , از چند ضرب شكل اول قياس صورت مى گيرد به نحوى كه نتيجه شكل قبل مقدمه شكل بعد مى گردد , چنانكه با اندك التفات نظر بخوبى دانسته مى شود , بدين وجه :
صغراى قياس( : هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد) و كبراى قياس( : و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد) نتيجه اين كه ( : هر كس طباع او معتدل باشد اثر نفس در وى قوى گردد) .
دوباره اين نتيجه صغراى قياس بعد شده است كه( : هر كس اثر نفس در وى قوى گردد به سوى آنچه كه ارتقايش دهد بالا رود , و هر كس به سوى آنچه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد , نتيجه اين كه : هر كس اثر نفس در وى قوى گردد به اخلاق نفسانى متخلق گردد) .
و باز اين نتيجه در قياس بعد به كار رفته است كه( : هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود , و آن كس كه موجودى انسانى شود فرشته خوى و استوار است , پس هر كس كه به اخلاق نفسانى متخلق گردد فرشته خوى و استوار است) .
لذا در فصل دوم گفته ايم : آن آيت قرآن كه برهان نيست كدام است ؟ و آن روايت كه با راز دليل دمساز نيست به چه نام است ؟