قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥ - مقدمه سخنى كوتاه در مكانت دانش ترازوست

بايسته را به آنان تعليم مى دهند و طريقت و سيرت مردان حق را چه فعلى و چه قولى , در مقدمات خطابى خود به كار مى برند تا آنان را فرا راه رستگارى بدارند , اين است كه فرموده اند : برهان خواص را به كار آيد و خطابت عوام را . چنين معلمانى دور از شان و خرد و هدف انسانى آنهاست كه به ايراد قضاياى تخييلى و وهمى , و به كار بردن صناعت شعرى و مغالطى ايجاد تاثيرات شعرى و مغالطى در نفوس نمايند , و چون كسانى را سر لجاج و عناد باشد و بخواهند با حق و اهل حق ستيزگى نمايند , و يا پنجه علمى دهند و كشتى علمى بگيرند با آنان به جدال برخيزند , آن هم به طريقه اى احسن كه غرض استنقاذ غريق يا دفع شر و فتنه است .

خداى سبحان در قرآن كريم به پيامبرش حضرت خاتم انبياء ( ص ) دستور مى دهد كه بندگانش را با سه طريق برهان و خطابه و جدال احسن به راه پروردگارش بخواند و صنعت شعر منطقى را براى او روا و سزاوار نمى داند تا چه رسد به مغالطه .

بدو فرمود : ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن ( نحل ١٢٥ ) حكمت برهان است و موعظه حسنه خطابه و جادلهم جدال احسن .

در آغاز كتب منطقى در وجه حاجت به منطق بدين نحو پيش آمدند كه علم يا تصور است يا تصديق , تصور ادراك ساده است و تصديق حكم به نفى و اثبات , و همه تصورات و تصديقات بديهى نيستند و گر نه احتياج به تحصيل نداشتيم , و همه هم نظرى نيستند و گرنه قادر بر تحصيل نبوديم , بلكه برخى از آنها بديهى و برخى ديگر نظرى است . و نظر كه همان فكر است ترتيب دادن امور حاصله يعنى بديهيات است به طرق معينه و شرايط مخصوصه كه مؤدى به تحصيل امر غير حاصل , كه همان مجهول نظرى است , گردد . و چه بسيار كه در فكر غلط راه مى يابد , پس احتياج به قانونى است كه طرق و شرايط انتقال از معلومات به مجهولات را افاده كند تا غلط به فكر عارض نشود و آن قانون منطق است .

اين روش پسنديده در بيان وجه احتياج به منطق در جميع رشته هاى علوم نظرى جارى است و اختصاص به يك رشته خاص ندارد . و چنانكه گفته ايم علم و عمل