قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣ - مقدمه سخنى كوتاه در مكانت دانش ترازوست
در اين كلام خدا آن دسته از بندگانش كه نيكوترين آنچه را مى شنوند پيروى مى كنند به نويد رستگارى سرفراز و به هدايت شدگان و خردمندان ستوده شده اند . برگزيدن سخن نيكوترين را ترازوى راستين بايد و آن جز با روش انديشه درست كه علم ميزان رهبر آن است راست نيايد .
نه تنها همين آيت است كه پژوهش را مى ستايد و بخردان را بدان برمى انگيزاند , بلكه همه آيات قرآنى و سخنان فرستادگان آسمانى چنين اند . خداوند قرآنش را يكپارچه برهان و نور خوانده است . يا ايها الناس قد جاءكم برهان من ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا ( نساء ١٧٥ ) , و در مقام احتجاج برهان مى طلبد و مى فرمايد قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين ( نمل ٦٥ ) و نور دانش است چنانكه از رسول الله ماثور است كه : العلم نور يقذفه الله فى قلب من يشاء .
و نه تنها انسان است كه بايد دين و آيين و گفتار و كردارش منطقى باشد , بلكه خداى سبحان در سوره جن قرآن از آن طايفه حكايت مى كند كه با منطق دليل قرآن را پذيرفتند و به دين اسلام ايمان آوردند : قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فامنا به تا اين كه گويد : و انا لما سمعنا الهدى آمنا به .
آرى اين گروه پريان از طريق ضرب اول شكل نخستين قياس اقترانى منطق راه رستگارى خويش را يافته اند و دين درست خود را به دست آورده اند , بدين روش
القرآن يهدى الى الرشد
و كل ما يهدى الى الرشد يجب ان يؤمن به فامنا به
صغرى و كبرى و نتيجه هر يك در كمال استوارى است , يعنى برهانى است كه مقدماتش قضاياى يقينى و منتج يقين است . شيخ بزرگوار ابن سينا را سخنى نيك پرورده و سخت سنجيده است كه( : من تعود ان يصدق من غير دليل فقد انسلخ عن الفطرة الانسانية) .
گويد : كسى كه خود كرده است بدون دليل باور كند از آفرينش انسانى به در است . و نيز آن جناب را در آغاز شناختن قياس دانشنامه گفتارى خيلى كوتاه و بسيار بلند