قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٧١ - فصل هشتم در استخراج موازين پنجگانه منطق از قرآن كريم است و در اين كه گفته ها ى نبى همه رمز باشد به معقول آكنده

ثلاثة : ميزان التعادل و ميزان التلازم و ميزان التعاند , لكن ميزان التعادل ينقسم الى ثلاثة اقسام : الاكبر و الاوسط و الاصغر فيصير الجميع خمسة]( . . . .

ميزان اول از موازين ياد شده ميزان اكبر است كه ميزان ابراهيم خليل عليه السلام است , و آن را در مقام احتجاج با نمرود به كار برده است , و خداى سبحان او را بدين اعمال ميزان ستوده است كه فرمود : و تلك حجتنا آتيناها ابراهيم على قومه نرفع درجات من نشاء ان ربك حكيم عليم ( انعام ٨٥ ) .

و صورت اين ميزان يعنى احتجاج مذكور را قرآن كريم حكايت فرمود كه : الم تر الى الذى حاج ابراهيم فى ربه ان آتاه الله الملك اذ قال ابراهيم ربى الذى يحيى و يميت قال انا احيى و اميت قال ابراهيم فان الله ياتى بالشمس من المشرق فات بها من المغرب فبهت الذى كفر و الله لايهدى القوم الظالمين ( البقره ٢٦٢ ) .

و صورت قياسى اين ميزان چنين است : هر كس تواند خورشيد را از كرانه خاور بر آورد او خداست , اين يك اصل , و خداى من بر آن تواناست , اين يك اصل ديگر , نتيجه اين كه : پس خداى من خدا هست , نه تو اى نمرود .

دوم از آن موازين پنجگانه ميزان اوسط است , و واضح آن نيز خداى متعالى است و مستعمل آن ابراهيم خليل عليه السلام , و حكايت صورت آن در قرآن كريم چنين است . و كذلك نرى ابراهيم ملكوت السموات و الارض و ليكون من الموقنين فلما جن عليه الليل راى كوكبا قال هذا ربى فلما افل قال لا احب الافين . . . ( انعام ٧٧ ٨١ ) و صورت قياسى آن چنين است : ستاره و ماه و خورشيد غروب كرده اند , و غروب كننده خدا نيست , پس اينها خدا نيستند .

سوم از آن موازين پنجگانه ميزان اصغر است , و مبناى آن نيز از خداى تعالى است كه به پيغمبر خاتم ( ص ) تعليم فرمود , و صورت حكايت آن در قرآن چنين است : و ما قدروا الله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله على بشر من شى ء قل من انزل الكتاب الذى جاء به موسى نورا . . . ( انعام ٩٣ ) .

و صورت قياسى آن چنين است : اينان ( يهود و نصارى ) مدعى اند كه بر بشر محمد ( ص ) كتاب نازل نمى شود , موسى و عيسى عليهماالسلام بشر بودند و بر آنان