قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٢٧ - فصل سوم در اين كه هيچگاه جامعه انسانى از منطق و برهان بى نياز نيست

حق سبحانه را بدان نحو كه موجد به توحيد قرآنى ناطق است كه والله من ورائهم محيط .

بعضى از وسوسه ها و دغدغه ها كه در رصانت و اصالت برخى از مسائل علم ترازو شده است , در حقيقت ناشى از عدم تعمق و تدبر در مبانى قويم آن است .

گويند شيخ عارف ابوسعيد ابو الخير در شكل اول قياس كه بديهى ترين اشكال در استنتاج است , و همه ضروب اشكال ديگر بدو منتهى مى شوند , اشكال كرده است كه انتاج شكل اول نه اين كه بديهى نيست بلكه مشتمل بر دور است .

بلكه نقل كرده اند كه ابو سعيد اين شبهه را بر ابوعلى سينا وارد كرده است و به صورت كتابت بدو ارسال داشت , و ابوعلى آن را جواب داده است , و سواد مكاتبتشان اين است كه حكايت مى شود : كتب ابوسعيد الى الشيخ : اياك ان تعتمد على مباحث المعقول فان اول البديهيات الشكل الاول و فيه دور لان ثبوت النتيجة يتوقف على كلية كبراه , و لا تصير كبراه كلية حتى يكون الاكبر صادقا على الاصغر لان الاصغر من جملة افراد الاكبر . و اجاب الشيخ بان كلية الكبرى موقوفة على اندراج الاصغر اجمالا , و المقصود من النتيجة حصوله تفصيلا .

يعنى ابوسعيد ابوالخير به شيخ رئيس نوشت : مبادا بر مباحث معقول اعتماد كنى زيرا كه اول بديهيات شكل اول است و حال اينكه در آن دور است , چه اين كه ثبوت نتيجه متوقف بر كليت كبرى است و كبراى قياس كلى نمى گردد حتى اينكه اكبر بر اصغر صادق باشد , براى اين كه اصغر از جمله افراد اكبر است .

شيخ رئيس جواب داد كه كليت كبرى موقوف بر اندراج اصغر است به طور اجمال , و مقصود از نتيجه حصول اندراج يعنى حصول نتيجه است به طور تفصيل .

نگارنده اين سطور گويد : اولا در اسناد اين اعتراض و كتابت ياد شده به صورت مذكور به ابوسعيد خالى از تامل نيست , و تصرف ناقلان در اين گونه سؤال و جواب به زيادت و نقصان بسيار است .

و ثانيا خيلى جاى تعجب است كه ابوسعيد اين شبهه را ابداع كرده و از جواب آن عاجز مانده باشد و به آن منتقل نشده باشد .