قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٤ - فصل ششم در معرفت نفس به بيان شارع و عارف و حكيم است
ابواب ياد شده اين كتاب كبير بينظير مطلقا در مقامات چهارگانه تجليه و تخليه و تحليه و فناء فى الله , و در بيان درجات معارج نفس است كه آن را علاوه بر تجرد عقلانى مقام فوق تجرد يعنى مقام لايقفى نيز مى باشد .
در حضرت هشتم از باب پانصد و پنجاه و هشت آن كه حضرت شهادت است , درباره درجات اهل قرآن در قيامت گويد( : و لهم منابر اخرلها درج على عدد اى القرآن ) . . . ( ج ٤ ص ٢٢٦ ط بولاق ) .
اين گفتار شيخ اشارت به حقيقتى است كه حضرت اميرالمؤمنين امام على عليه السلام به فرزندش محمد فرمود( : اعلم ان درجات الجنة على عدد آيات القرآن فاذا كان يوم القيامة يقال لقارى القرآن : اقرا وارق . . . )
حديث را به طور كامل , جناب صدوق در من لا يحضره الفقيه , و جناب فيض در آخر وافى , باب مواعظ اميرالمؤمنين عليه السلام ( ج ١٤ ط رحلى ص ٦٥ ) روايت فرموده اند . آرى فصوص و فتوحات همچون صحف تفسيرى مشايخ عرفان و ديگر كتب آنان , تفسير انفسى قرآن كريم و روايات صادر از اهل بيت عصمت اند . و به فرموده حكيم متاله سبزوارى در اول اسرار الحكم( : تا مشكلى مى رسد تبادر به رد و انكار نكنيد كه مطالب عاليه را فهميدن هنر است نه رد و انكار) .
اما امضاى شارع عقيدت مذكور حكيم و عارف را به موجب آيات و روايات بسيار است كه تعرض بدانها سبب اطناب و علت خروج از وسع رساله خواهد شد . لذا به تمسك يك آيت و دو روايت تبرك مى جوييم و فصل را بدان خاتمه مى دهيم : اما آيت , خداى سبحان از پيامبر خود نوح نجى صلوات الله و سلامه عليه حكايت فرمود كه به قوم خود گفت( : ما لكم لا ترجون لله وقارا و قد خلقكم اطوارا ) ( نوح ١٤ و ١٥ ) .
اطوار انسانى را شعب و ابعاد بى نهايت است . اين كمترين به اندازه بينش خود اين اطوار را به طور كلى در شصت و شش موضوع به تازى به قلم آورده است و آن را عيون مسائل النفس ناميده است , و سپس اين عيون را با اشارات لطيف منطق وحى , و غرر احاديث آل طهارت و عصمت , و مبانى قويم حكمت و فلسفه