قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٠١
و برهان از هم جدايى ندارند و در اين كه راه تحصيل علوم و معارف نه منحصر به فكر نظرى است و نه منحصر به معرفت شهودى بلكه هم نظر و استدلال منتج يقين اند و هم طريقه تصفيه نفس و رياضت عرفان عملى و در اين كه فلسفه الهى و دين الهى يكى است , سخن با ادله عقلى و نقلى و شواهد گفتار بزرگان دانش و دين بسيار است , و لكن اميد است به همين اندازه اشارتى كه در اين رساله شده است صاحبان قلب سليم را بسند باشد و نفوس مستعده را مفيد افتد و مقبول طبع ارباب كمال واقع گردد .
مناسب است كه رساله را به گفتارى چند از مشايخ علم در پيرامون موضوع رساله خاتمه دهيم كه براى اهل خبرت و بصيرت بسيار سودمند و ارزشمند خواهند بود .
١ ) شيخ رئيس در تاييد تمسك به برهان در شفا فرمايد( : لقد راينا و شاهدنا فى زماننا قوما كانوا يتظاهرون اولا بالحكمه و يقولون بها) . . . خلاصه مفاد گفتار جناب شيخ بزرگوار در عبارت فوق اين است كه منكران حكمت و فلسفه از راه قصور عقل و نظر و درايتشان منكر شده اند . و ترجمت گفتارش اين كه([ : در زمان خود گروهى را ديديم و مشاهده نموديم كه نخست تظاهر به حكمت مى كردند و قابل بدان بودند و مردم را به حكمت دعوت مى كردند و حال اين كه پايه شان در حكمت پايين بود , پس چون به قصورشان آشنا شديم و حالشان آشكار شد , انكار كردند كه حكمت را حقيقتى و فلسفه را فايدتى باشد . و بسيارى از آنان را چون ممكن نبود كه خود را به صريح جهل نسبت دهند و بطلان فلسفه را از اصل ادعا كنند و خود را از معرفت و عقل بكلى منسلخ نمايند , آهنگ بدگويى به مشاء و عيب جويى به كتب منطق نمودند , پس چنين ايهام كرده اند كه فلسفه افلاطونى و حكمت سقراطى است , و درايت جز نزد قدماى پيشين و فلاسفه فيثاغورسى نيست . و بسيارى از آنان چنين گفته اند : هر چند فلسفه بكلى بى حقيقت نيست و اندك حقيقتى دارد , در فراگرفتن آن بهره نيست كه نه به كار امروز آيد و نه به كار فردا , زيرا كه نفس انسانى مانند جان بهيمه تباه شدنى است , ديگر رنج در تعلم را چه سود , و كسى كه دوست