قرآن و عرفان و برهان از هم جدائي ندارند - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٨٢ - فصل نهم در توهم مذمت منطق و فلسفه از زبان اهل عرفان و ديگران و جواب آن است

رحمانى و تادب به آداب قرآنى است . از آن علوم عارى تعبير به علم رسمى مى كنند و از اين به علم عاشقى .

اين ابوالفضايل علامه شيخ بهايى است , با اين كه خود در فقه جامع عباسى و حبل متين و اثنا عشريات و مشرق الشمسين , و در اصول فقه زبدة الاصول , و در نحو فوايد صمديه , و در فنون ديگر كتب و رسايل ديگر نوشته است , در نان و حلوا در نكوهش علوم رسمى گويد :

علم رسمى سر بسر قيل است و قال *** نه از آن كيفيتى حاصل نه حال

علم نبود غير علم عاشقى *** ما بقى تلبيس ابليس شقى

ايها القوم الذى فى المدرسة *** كل ما حصلتموه وسوسة

چند ازين فقه و كلام بى اصول *** مغز را خالى كن اى بوالفضول

صرف شد عمرت به بحث نحو و صرف *** از فصول عشق ناخواندى تو حرف

به همين وزان است نكوهش به علم منطق نه اين كه اين علم شريف با حفظ شرايط مقدمات و صحت صورت قياس بخصوص برهان كه قلب منطق است , منتج علم حقيقى و موصل به سر منزل يقينى نبوده باشد , قاضى عضد ايجى در مواقف اين بحث گرامى منطقى را عنوان كرده است كه النظر الصحيح يفيد العلم ( ص ٤٦ ط تركيه بر شرح ميرسيد شريف ) . و مراد از نظر صحيح , قياس منطقى با حفظ شرايط آن است . و اين بحثى بسيار ارزشمند و گرانقدر است . و مطالبى در پيرامون اين بحث داريم كه در همين فصل گفته مى شود .

مطلب چهارم اين كه عقل مذموم در نزد اهل عرفان و در كلمات آنان , عقل نظرى است , و مرادشان از عقل نظرى همان كسب معارف و استنتاج علوم از